رابطه لات با نرخ تبدیل


حساب نانو در فارکس

در پاسخ به سوال حساب نانو چیست؟ باید گفت حساب نانو در فارکس (حساب سنتی فارکس) نوعی از حساب می باشد که اندازه بسیار کوچکتری از حساب های استاندارد دارد (بسته به کارگزاری ها و انواع بروکر فارکس، اندازه های مختلفی وجود دارد) که مبتدیان و افراد تازه وارد به فارکس می توانند انتخاب کنند و معاملات خود را در فارکس با آن ها آغاز نمایند. در میان این حساب های کوچک، حساب های میکرو (Micro)، سنتی (Cent) یا نانو (Nano) وجود دارند که حساب نانو در فارکس کوچکترین آن ها می باشد.

استاندارد: 1 لات

هدف اصلی حساب نانو در فارکس دسترسی معامله گران به بازار فارکس بدون نیاز به ریسک زیاد است. هر چه حجم ورود به پوزیشن کوچکتر باشد خطر و ریسک ضرر کمتر است. اگر چه این امر به معنای سود کمتری برای شماست اما نکته این است که از این حساب به عنوان راهی برای تمرین استفاده نمایید. پس از جواب دادن به سوال حساب نانو چیست به ادامه مطلب می پردازیم.

در حساب نانو سود چگونه محاسبه می شود؟

در کل اگر بخواهیم نحوه محاسبه سود و ضرر را در معاملات مختلف توضیح دهیم باید بگوییم که مثلاً در معامله جفت ارزها باید یک معامله خرید یا یک معامله فروش انجام دهیم تا بتوانیم میزان سود یا ضرر را محاسبه نماییم. برای مثال ما 1 لات یا 100000 واحد از یک جفت ارز خرید می کنیم (جفت ارز ما دلار آمریکا در مقابل ین ژاپن است (USD/JPY)) که در هنگام خرید نرخ برابری جفت ارز 117.50 است پس در واقع 11،750،000 ین ژاپن که از حاصلضرب دو عدد قبلی به دست آمده به ما فروخته شده است. حال در معامله فروش همان 100000 واحد خریداری شده را می خواهیم بفروشیم اما با نرخ برابری 118.50 که حاصلضرب دو عدد 11،850،000 ین ژاپن خواهد شد. که تفاضل دو عدد بدست آمده میزان سود ما که 100،000 ین ژاپن هست را نشان می دهد که اگر بخواهیم آن را به دلار تبدیل کنیم کافی است تقسیم بر 118.50 نماییم که برابر با 843.88 دلار آمریکا می شود‌.

حساب نانو به چه دلیل ایجاد شده؟

همانطور که در بخش حساب نانو چیست؟ توضیح دادیم، هدف اصلی حساب نانو در فارکس (حساب سنتی فارکس) دسترسی معامله گران به بازار فارکس بدون نیاز به ریسک زیاد است. هر چه اندازه حجم پوزیشن کوچکتر باشد خطر ضرر به همان نسبت کمتر است. اگر چه این امر به معنای سود کمتری برای شماست اما نکته این است که از حساب نانو در فارکس به عنوان راهی برای تمرین استفاده نمایید و بیشتر بر رشد و پیشرفت خود به عنوان یک معامله گر و تریدر بیافزایید. جدای از آن، امتحان کردن حساب نانو در فارکس می تواند بسیار جالب تر از حساب های نمایشی (Demo) باشد زیرا در حساب نانو در فارکس معاملات به صورت واقعی و زنده انجام می شود و فقط ریسک های بسیار کوچکی دارد. لذا در ابتدای سفر تجاری خود، بهتر است ریسک را تا حد امکان پایین نگه دارید. مانند هر چیز دیگری، برای متخصص شدن در تجارت نیز به تمرین نیاز دارید که حساب نانو در فارکس این امکان را برای شما فراهم می آورد.

چه تفاوتی بین حساب استاندارد و نانو وجود دارد؟

معمولاً حساب استاندارد توسط معامله گران بزرگ و کسانی که امیدوارند از طریق معاملات فارکس امرار معاش کنند یا درآمد قابل توجهی داشته باشند استفاده می شود در حالیکه حساب نانو در فارکس (حساب سنتی فارکس) برای افراد تازه وارد به فارکس افتتاح می شود تا از طریق معاملات خرد بتوانند به تدریج کسب تجربه و سود نمایند و وارد معاملات بزرگتر شوند.

در اصل 1 لات حساب استاندارد معادل 10 لات حساب کوچک ماکرو و 100 لات حساب نانو یا سنتی است.

لازم به ذکر است که حساب استاندارد، رایج ترین نوع حساب در فارکس می باشد. این حساب به کاربر امکان دسترسی به مقدار زیادی ارز به ارزش 100،000 واحد را می دهد بتوسط اهرم یا Leverage این امکان فراهم می شود درحالیکه کاربر لزوماً این مقدار پول را ندارد.

در اینجا لازم است قدری هم راجع به کارمزد فارکس صحبت نماییم. کارمزد فارکس در واقع همان حق العمل و حق الزحمه بروکر فارکس یا کارگزاری می باشد. کارگزار فارکس،در زمانی که رابطه لات با نرخ تبدیل شما معامله ای را باز میکنید با توجه به توافق اولیه که در زمان افتتاح حساب داشتید یک مبلغ کارمزد به ازای لات از شما دریافت می‌کند برخی از افراد کارمزد را با اسپرد اشتباه می‌گیرند اسپرد را می‌توان به عنوان یکی از کسب درآمد بروکر در نظر گرفت. اسپرد (تفاوت قیمت خرید و فروش) . به عنوان مثال، فرض کنید شما برای خرید یورو با استفاده از دلار آمریکا سفارش می دهید، اگر تفاوت نرخ جفت ارز موقع خرید 1.2500 و موقع فروش 1.2496 دلار باشد، تفاوت بین خرید فروش مثلا 2 پوینت سهم کارگزار یا بروکر فارکس باشد که برای حساب کردن میزان سود بروکر از اسپرد باید تعداد پیپ بدست آمده را در تعداد واحد ارز خریداری (یا فروخته شده) ضرب نماییم.

حساب میکرو آیا همان حساب نانو می باشد ؟

در واقع هر دو در دسته حساب های معاملاتی خرد قرار می گیرند و همانطور که گفته شد حساب خرد یک نوع رایج از حسابهای فارکس می باشد که به سرمایه گذاران با سرمایه کمتر اجازه دسترسی به بازار فارکس را می دهد. این نوع حسابها معمولاً توسط معامله گران و تریدر های مبتدی استفاده می شوند اما در عین حال می تواند توسط معامله گران با تجربه فارکس نیز برای آزمایش کردن استراتژی های جدید خود در بازار واقعی و ایجاد تنظیمات لازم مورد استفاده قرار گیرند. معاملات خرد فارکس معادل 1000 واحد پول پایه است.

1 میکرو لات = 1000 واحد ارزی

1 مینی لات = 10 میکرو لات = 10،000 واحد پولی

1 لات استاندارد = 10 مینی لات = 100،000 واحد ارزی

و از آنجا که نانو = 0.0001 لات استاندارد است پس حساب نانو در فارکس 100 برابر کوچکتر از حساب میکرو می باشد.

سخن پایانی

حساب نانو در فارکس، حسابی برای ورود تازه کار ها به بازار است. در واقع حساب نانو در فارکس این امکان را برای تریدر های خرد و تازه وارد به بازار فراهم کرده است تا پس از آشنایی با محیط معامله در حالت دمو (Demo) بتوانند وارد محیط واقعی فارکس شده و هر چند با موجودی کم و ریسک معاملاتی پایین، بتوانند به تدریج تجربه لازم برای ورود به حساب های بزرگتر و استاندارد را بدست آورند. هر چند سودی که در حساب نانو در فارکس نصیب تریدر ها می شود قابل قیاس با حساب های استاندارد نیست ولی معامله گران تازه وارد باید افق های دور تر را ببینند و بیشتر به دنبال پیشرفت در کیفیت معاملات خود باشند تا سود و ضرر آن.
در صورت داشتن هرگونه ابهامی در ارتباط با موضوع حساب نانو رابطه لات با نرخ تبدیل در فارکس، می توانید پرسش خود را مطرح نموده و در کمترین زمان پاسخ آن را دریافت نمایید.
یادآور می گردد این مقاله توسط تیم تحلیلی و مشاوران بروکر نیکس نگارش شده و کپی برداری از آن بدون ذکر منبع غیرقانونی می باشد.

اندازه پوزیشن در ترید؛ در هر معامله چقدر سرمایه وارد کنیم؟

اندازه پوزیشن در ترید؛ در هر معامله چقدر سرمایه وارد کنیم؟

یکی از مباحث همیشگی در دنیای معاملات ارزهای دیجیتال، مفهوم «مدیریت ریسک» است. همه متخصصان سرمایه‌گذاری و رابطه لات با نرخ تبدیل همه مقالات آموزشی، بر این نکته تأکید دارند که: ریسک معاملات خود را مدیریت کنید. اگر تنها اندکی با ارزهای دیجیتال آشنا باشید، متوجه می‌شوید که چرا مدیریت ریسک تا این حد در این حوزه مهم است.

دنیای ارزهای دیجیتال دنیای نوسان، اتفاقات ناگهانی، هیجان، اضطراب و خطر است. قیمت این دارایی‌های نوظهور و دوست‌داشتنی به‌طور لحظه‌ای تغییر می‌کند و این ویژگی (دست کم در زمان فعلی) اجتناب‌نا‌پذیر است. چنین نوسان قیمتی می‌تواند فرصت خوبی برای کسب سود باشد و ارزش سرمایه شما را در مدت‌زمان کوتاهی چند برابر کند؛ اما به‌ همان اندازه هم می‌تواند خطرناک باشد و ارزش این سرمایه را از نصف هم کمتر کند.

قسمت بد ماجرا این است که ما معمولاً اخبار زیادی از پولدارشدن افراد در دنیای ارزهای دیجیتال می‌شنویم؛ اما اخبار مربوط به ضررها و بر باد رفتن سرمایه‌ها کمتر پوشش داده می‌شود. به‌ همین دلیل، برخی ممکن است بی‌گدار به آب بزنند و خطرپذیری را با بی‌احتیاطی اشتباه بگیرند. خطرپذیری یکی از ویژگی‌های اصلی برای معامله ارزهای دیجیتال است؛ اما بی‌احتیاطی، خیر.

در این مقاله که به کمک مطلبی از وب‌سایت بایننس آکادمی گردآوری شده، بر روی یکی از فاکتورهای اساسی مدیریت ریسک، یعنی «تعیین اندازه موقعیت معاملاتی» تمرکز می‌کنیم و به شما آموزش می‌دهیم که چگونه ضررهای احتمالی را به حداقل برسانید.

اندازه موقعیت معاملاتی یا «پوزیشن سایز» (Position Size) به‌بیان ساده میزان سرمایه‌ای است که یک معامله‌گر با آن قصد ورود به یک معامله را دارد.

معامله‌گران زیادی وجود دارند که اصلاً به تعیین اندازه موقعیت فکر نمی‌کنند و یا با یک حجم تصادفی از سرمایه وارد معامله می‌شوند؛ اما حقیقت این است که تعیین اندازه موقعیت یکی از بخش‌های مهم ترید اصولی است. اگر قصد شروع معاملات پیشرفته و مارجین ارزهای دیجیتال را دارید و یا اگر از راهبردهای معاملاتی خود راضی نیستید، پیشنهاد می‌کنیم تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

در این مقاله سعی شده است تمام مفاهیم به‌بیان ساده برای همه معامله‌گران توضیح داده شود؛ اما کاربرد اصلی تعیین اندازه موقعیت معاملاتی، در معاملات مارجین و قراردادهای آتی است.

اولین گام، مدیریت احساسات است

اندازه پوزیشن در ترید؛ در هر معامله چقدر سرمایه وارد کنیم؟

شاید این بخش به‌اندازه بخش‌های پیش‌ رو فنی نباشد، اما به‌اندازه همان بخش‌های فنی مهم است. از آنجا که ریسک مالی همیشه در معاملات ارزهای دیجیتال وجود دارد، ممکن است ناخودآگاهتان برای فرار از این ریسک‌ها، احساسات فریبنده‌ای را در شما برانگیزد. نکته‌ای که باید مدنظر داشته باشید این است که این احساسات لزوماً صحیح نیستند. در واقع، جمله‌های انگیزشی مانند «انرژی هیچ‌وقت دروغ نمی‌گوید» و «به ناخودآگاه خود اعتماد کنید» و جملاتی از این‌ قبیل، حداقل در این مورد کارساز نیستند.

شما باید بتوانید احساسات خود را کنترل کنید و اجازه ندهید که تصمیمات شما را تحت‌تأثیر قرار دهند. بهترین روش برای دستیابی به این هدف، رسیدن به یک مجموعه از قوانین و پایبندی به آنهاست. به‌بیان دیگر، شما باید یک «سیستم معاملاتی» دقیق برای خود تنظیم کنید و تا حد ممکن به آن پایبند باشید.

سیستم معاملاتی شما در مواقع حساس به کمک‌تان می‌آید و شما را از تصمیم‌گیری‌های عجولانه و هیجانی بازمی‌دارد. این سیستم معاملاتی دو هدف دارد:

۱. ریسک معاملات شما را مدیریت می‌کند.
۲. به شما کمک می‌کند از تصمیمات و اقدامات غیرضروری اجتناب کنید.

تا به اینجا متوجه شدیم که داشتن یک سیستم معاملاتی دقیق برای موفقیت در معاملات مهم است؛ اما حال سؤال این است که این سیستم بر چه اساسی باید تنظیم شود؟ معیارها و متغیرهای آن کدام‌‌اند؟ هنگام تنظیم این سیستم‌ چه نکاتی را باید در نظر گرفت؟

اگر قرار است ما به سیستمی برسیم که قابل‌اعتماد باشد و بتوان در مواقع حساس به آن پایبند بود، این سیستم باید دقت بالایی داشته باشد؛ در غیر این صورت ما را به سمت شکست سوق خواهد داد.

موارد زیادی از جمله افق سرمایه‌گذاری، میزان سرمایه و تحمل ریسک وجود دارد که در‌این‌باره به ما کمک می‌کنند؛ اما از بین همه آنها، تمرکز ما در این مقاله روی موضوع تعیین اندازه موقعیت معاملاتی برای هر معامله است. تعیین اندازه موقعیت معاملاتی با تحمل ریسک در ارتباط است و باعث می‌شود شما بیش از حد معقول ضرر نکنید.

برای تعیین اندازه موقعیت معاملاتی یا همان پوزیشن، ابتدا باید سه متغیر دیگر را محاسبه و تعیین کنید. این سه متغیر عبارت‌اند از: «اندازه حساب معاملاتی»، «ریسک حساب معاملاتی» و «ریسک معامله». پس رابطه لات با نرخ تبدیل از طی این مراحل، نوبت به تعیین اندازه موقعیت می‌رسد.

تعیین اندازه موجودی معاملاتی

موجودی معاملاتی یا اندازه حساب (Account Size) شما سرمایه در دسترسی است که قصد دارید آن را به یک استراتژی معاملاتی خاص اختصاص دهید. ممکن است این مسئله خیلی بدیهی به نظر برسد؛ اما عنوان‌کردن آن خالی از لطف نیست. موجودی معاملاتی شما همه سرمایه‌ای که در قالب بیت کوین (یا هر ارز دیجیتال دیگری) دارید نیست.

به‌عنوان مثال، فرض کنیم شما مقداری بیت کوین در یک کیف پول سخت‌افزاری دارید و قصد دارید از آن به‌عنوان سرمایه‌گذاری بلندمدت استفاده کنید. این دارایی مسلماً بخشی از سرمایه معاملاتی شما به حساب نمی‌رود.

منظور ما از موجودی معاملاتی، تنها آن بخشی از سرمایه است که قصد دارید از آن فقط در معامله استفاده کنید. بنابراین سبد سرمایه‌تان را تقسیم‌بندی کنید و تنها بخشی از آن که قصد دارید به معامله اختصاص دهید را به‌عنوان موجودی معاملاتی خود در نظر بگیرید.

تعیین ریسک موجودی معاملاتی

اگر شما ۱۰۰ دلار موجودی برای معامله داشته باشید، در هر معامله چقدر جای ضرر برای خود می‌گذارید؟ به عبارت دیگر، در هر معامله باید چقدر از این ۱۰۰ دلار را وارد بازی کنید؟

اندازه پوزیشن در ترید؛ در هر معامله چقدر سرمایه وارد کنیم؟

مرحله دوم، تعیین ریسک حساب است. این مرحله شامل تصمیم‌گیری در مورد درصدی از سرمایه معاملاتی است که مایلید در یک رابطه لات با نرخ تبدیل معامله واحد روی آن ریسک کنید.

در مورد تعیین ریسک حساب، قوانین از پیش‌ تعیین‌شده‌ای وجود دارد. برای مثال در دنیای امور مالی سنتی، قانونی به نام «قانون ۲ درصد» وجود دارد که عنوان می‌کند معامله‌گران نباید بیش از ۲ درصد از سرمایه خود را به خطر بیندازند.

البته همان طور که اشاره کردیم، قانون ۲ درصد بیشتر در بازارهای مالی سنتی به‌ کار می‌رود. حقیقت این است که این رابطه لات با نرخ تبدیل قانون برای بازار ارزهای دیجیتال خیلی مناسب نیست. ارزهای دیجیتال ویژگی‌هایی دارند که آنها را از بازارهای مالی سنتی متمایز می‌کند. به‌ همین دلیل، بهتر است که در مورد قانون ۲ درصد برای معامله ارزهای دیجیتال تجدیدنظر کنیم.

قانون ۱ درصد

دو دلیل وجود دارد که ثابت می‌کند قانون ۲ درصد برای معاملات ارزهای دیجیتال مناسب نیست. اول اینکه این راهبرد معمولاً برای سرمایه‌گذاری‌های نسبتاً بلندمدت مناسب است؛ حال آنکه معاملات ارزهای دیجیتال معمولاً کوتاه‌مدت هستند و ممکن است تنها یک تا چند روز به طول بینجامند. علاوه بر آن، این قانون معمولاً مناسب دارایی‌هایی است که نوسان کمتری دارند؛ اما می‌دانیم که ارزهای دیجیتال دارایی‌های پرنوسانی هستند.

بنابراین اگر قصد دارید معاملات فعال‌تری انجام دهید و یا اگر تازه‌وارد هستید، اتخاذ یک رویکرد محتاطانه‌تر را به شما پیشنهاد می‌کنیم. برای مثال، بهتر است که این قانون را به قانون ۱ درصد تغییر دهید.

قانون ۱ درصد حکم می‌کند که نباید بیش از یک درصد از حساب خود را در یک معامله، در معرض ریسک قرار دهید. البته این به این معنا نیست که باید تنها با ۱ درصد از حساب خود وارد معاملات شوید؛ بلکه به این معنی است که اگر ایده معاملاتی شما اشتباه بود و حد ضررتان نقض شد، باید فقط ۱ درصد از حساب خود را رابطه لات با نرخ تبدیل از دست بدهید. به‌عبارت دیگر، ضرر شما مطابق با این قانون باید برابر با ۱ درصد حساب معاملاتیتان باشد، نه کل مبلغی که وارد معامله کرده‌اید.

برای تکمیل‌کردن بحث تعیین ریسک، دو پیشنهاد را با شما مطرح می‌کنیم:

  • پیشنهاد می‌کنیم درصد ریسک ثابتی را برای حساب‌های معاملاتی خود منظور کنید. پیش‌تر عنوان کردیم که شما مختارید درصدهای ثابتی مانند قانون ۲ درصد یا قانون ۱ درصد را به میل خود تغییر دهید؛ اما پیشنهاد می‌کنیم هر درصدی را که انتخاب می‌کنید، از همان برای همه معاملات خود استفاده کنید. اینکه در یک معامله از ریسک ۱ درصدی استفاده کنید و در معامله بعدی از ریسک ۵ درصد، روش جالبی نیست.
  • شما این امکان را دارید که از معادل‌های ریالی به‌جای درصدها برای تعیین ریسک حساب خود استفاده کنید. برای مثال ممکن است دوست نداشته باشید که تحت هیچ شرایطی، بیش از یک میلیون تومان ضرر کنید. در این صورت، اندازه حساب شما هیچ‌وقت نباید بیشتر از ۱۰۰ میلیون تومان باشد. تا زمانی که اندازه حساب شما ۱۰۰ میلیون تومان یا کمتر باشد، ریسک حسابتان نیز یک درصد یا کمتر خواهد بود.

تعیین ریسک معامله

تا به اینجا با اندازه حساب و روش تعیین ریسک حساب آشنا شدیم. مرحله بعدی، تعیین ریسک معامله است. تعیین ریسک معامله یک پیش‌نیاز کلیدی دارد: مشخص‌کردن زمانی که ایده معاملاتی ما از اعتبار ساقط می‌شود.

فراموش نکنید که اشتباه و ضرر، بخش جدایی‌ناپذیر معاملات (به‌خصوص در دنیای ارزهای دیجیتال) است. حتی بهترین معامله‌گران هم همیشه درست پیش‌بینی نمی‌کنند. نکته جالب این است که معامله‌گرانی وجود دارند که پیش‌بینی‌های اشتباهشان بیشتر از پیش‌بینی‌های درست آنهاست، اما باز هم به نسبت سایرین بیشتر سود می‌کنند. چنین چیزی چطور ممکن است؟ همه اینها به‌دلیل مدیریت صحیح ریسک، داشتن یک استراتژی معاملاتی و پایبندی به آن است.

هر ایده معاملاتی باید یک نقطه ابطال داشته باشد. نقطه ابطال آنجایی است که می‌گوییم: «ایده اولیه ما اشتباه بود و باید از این موقعیت خارج شویم تا جلوی ضرر بیشتر را بگیریم». در سطح عملی‌، این نقطه همان جایی است که باید سفارش حد ضرر (Stop-Loss) خود را در آن تنظیم کنیم.

تعیین حد ضرر علاوه بر اندازه حساب معاملاتی و ریسک حساب، به قیمت ارز دیجیتال موردنظر هم بستگی دارد. باید با محاسبات و تحلیل‌هایی که انجام می‌دهید متوجه شوید که اگر بازار چند درصد مخالف پیش‌بینی شما حرکت کند، ضرر شما از ۱ درصد حساب‌تان بیشتر خواهد شد. به‌عبارت دیگر، تعیین این نقطه مبتنی بر استراتژی‌های معاملاتی شخصی شما و تنظیمات خاصی است که استفاده می‌کنید.

حد ضرر را می‌توان بر اساس تحلیل تکنیکال و پارامترهای آن از جمله منطقه حمایت و مقاومت تعیین کرد. همچنین می‌توان از اندیکاتورها، ساختار کلی بازار یا هر چیز دیگری برای تعیین آن استفاده کرد.

برای تعیین ریسک معامله هیچ روشی وجود ندارد که پاسخگوی همه موقعیت‌ها باشد. خودتان باید تصمیم بگیرید که کدام راهبرد، مناسب سبک معاملاتی شماست و نقطه ابطال یا حد ضرر را بر اساس آن تعیین کنید.

محاسبه اندازه موقعیت معاملاتی

اندازه پوزیشن در ترید؛ در هر معامله چقدر سرمایه وارد کنیم؟

حالا با همه پیش‌نیازهای لازم آشنا شده‌اید و می‌توانیم به‌سراغ محاسبه اندازه موقعیت معاملاتی برویم.

برای توضیح بهتر این مسئله، می‌توانیم از مثال‌های عددی کمک بگیریم. فرض می‌کنیم یک حساب ۵٬۰۰۰ دلاری داریم (تعیین موجودی معاملاتی). قرار شد که از قانون ۱ درصد استفاده کنیم و بیش از ۱ درصد از اندازه حساب خود را به خطر نیندازیم (تعیین ریسک حساب). با این اوصاف، ما نباید در این معامله بیش از ۵۰ دلار ضرر کنیم.

فرض کنید بر اساس تحلیل‌ها، حد ضرر (یا نقطه ابطال) معامله خود را جایی تنظیم کرده‌ایم که اگر بازار ۵ درصد مخالف پیش‌بینی ما حرکت کند، ۵۰ دلار ضرر می‌کنیم. به‌عبارت دیگر، ۵ درصد اشتباه در ایده معاملاتی ما، با یک درصد از کل حساب‌مان برابر می‌شود. حال چکیده این اطلاعات به شرح زیر است:

برای محاسبه اندازه موقعیت کافی است اندازه حساب را در ریسک حساب ضرب و نتیجه را بر نقطه ابطال تقسیم کنیم. بنابراین فرمول تعیین اندازه موقعیت به این صورت خواهد بود:

نقطه ابطال / (ریسک حساب*اندازه حساب) = اندازه موقعیت

حال می‌توانیم با استفاده از همین فرمول، اندازه موقعیت را برای مثال عنوان‌شده محاسبه کنیم.

۱٬۰۰۰ = ۰.۰۵ / ( ۰.۰۱ * ۵٬۰۰۰ )

بنابراین اندازه موقعیت مناسب برای این معامله، ۱٬۰۰۰ دلار است.

با دنبال‌کردن این راهبرد و خروج در نقطه ابطال، می‌توانید از یک ضرر بالقوه و بسیار بزرگ‌تر مصون بمانید. البته پیشنهاد می‌کنیم برای افزایش دقت این مدل، کارمزدهایی که باید پرداخت کنید و همچنین لغزش احتمالی قیمت را نیز در نظر بگیرید؛ علی‌الخصوص اگر قصد معامله یک ابزار مالی با نقدشوندگی (لیکوییدیتی) پایین‌تر را دارید [لغزش (slippage) به تغییرات قیمتی گفته می‌شود که از زمان فعال‌شدن سفارش تا زمان انجام آن اتفاق می‌افتد].

به‌عنوان نکته پایانی مقاله و برای رابطه لات با نرخ تبدیل اطمینان از درک آن، قصد داریم همین مثال را با تغییر یکی از متغیرها دوباره محاسبه کنیم. برای مثال بیایید نقطه ابطال را به ۱۰ درصد افزایش دهیم و با ثابت در نظر گرفتن سایر متغیرها، دوباره این محاسبه را انجام دهیم.

۵۰۰ = ۰.۱ / ( ۰.۰۱ * ۵٬۰۰۰ )

دیدید که با دو برابر کردن ریسک معامله، اندازه موقعیت به نصف کاهش یافت. بنابراین اگر بخواهیم ریسک معامله خود را بالا ببریم، باید دست‌کم اندازه موقعیت را کاهش دهیم تا با یک ضرر چشمگیر مواجه نشویم و از سرمایه خود محافظت کنیم.

همچنین می‌توانیم اندازه حساب خود را نصف کنیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد (برای محک زدن اطلاعات خود، پیشنهاد می‌کنیم پیش از مطالعه ادامه مطلب، پیش‌بینی کنید که با نصف‌کردن اندازه حساب، چه اتفاقی برای اندازه موقعیت خواهد افتاد؟ آیا اندازه موقعیت بزرگ‌تر می‌شود یا کوچک‌تر؟)

۵۰۰ = ۰.۰۵ / ( ۰.۰۱ * ۲٬۵۰۰ )

منطقی است که با کم‌کردن اندازه حساب، اندازه موقعیت کوچک‌تر خواهد شد. ما در این مثال اندازه حساب را نصف کردیم و همان طور که می‌بینید، اندازه موقعیتمان هم به نصف کاهش یافت.

سخن پایانی

برخلاف تصور بسیاری از افراد، محاسبه اندازه موقعیت دل‌بخواهی نیست و روش خاص خود را دارد. این مورد هم باید در کنار اندازه حساب، ریسک حساب و حد ضرر، پیش از ورود به معامله تعیین شود.

همچنین بخش مهمی از این راهبرد، اجرای صحیح آن است. پیشنهاد ما این است که به‌ هیچ‌ عنوان اندازه موقعیت یا حد ضرر را در طول معامله تغییر ندهید. به‌عبارت دیگر، به راهبرد اولیه و سیستم معاملاتی خود وفادار باشید.

در نهایت، فراموش نکنید که بهترین راه برای یادگیری مدیریت ریسک، تمرین است. تمام چیزی که ما در این مقاله پوشش دادیم، در سطح تئوری بود. تبدیل این اطلاعات به مهارت عملی، برعهده خود شماست. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم دفعه بعدی که قصد ورود به یک معامله جدید را داشتید، آموزه‌های این مقاله را یادآوری کنید و سعی کنید با تکرار آنها، به مهارت لازم در این خصوص دست یابید.

چه موقع یک جفت ارز را بخریم یا بفروشیم

معاملات فارکس مستلزم تلاش برای پیش‌بینی بالا رفتن یا پایین آمدن یک ارز در برابر یک ارز دیگر است.

چطور تشخیص بدهیم چه موقع یک جفت ارز را بخریم یا بفروشیم؟

عرضه و تقاضا برای یک ارز به خاطر عوامل مختلف اقتصادی تغییر می‌کند که باعث بالا رفتن یا پایین آمدن نرخ مبادله [۲] Exchange Rate می‌شود.

هر ارز به یک کشور (یا منطقه) تعلق دارد. بنابراین تحلیل بنیادی فارکس روی وضعیت کلی اقتصاد یک کشور از قبیل بهره‌وری، اشتغال، تولید، تجارت بین‌المللی و نررررررررخ بهره [۳] Interest Rate تمرکز دارد.

اگر همیشه در کلاس‌های اقتصاد می‌خوابیدید یا با هر بدبختی شده کلاس‌های اقتصاد را جیم می‌شدید، نگران نباشید!

ما تحلیل بنیادی را به درس‌های بعدی موکول خواهیم کرد

ولی فعلاً وانمود کنید می‌دانید چه خبر است…

یادگیری معامله در فارکس

EUR/USD

در این مثال یورو ارز پایه [۴] Base Currency است و بنابراین «مبنای» خرید/فروش است.

اگر شما معتقد باشید که اقتصاد ایالات متحده همچنان رو به ضعف خواهد بود، که برای دلار آمریکا چیز بدی محسوب می‌شود، شما یک سفارش خرید EUR/USD ثبت می‌کنید.

شما با این کار یورو را به این امید می‌خرید که در برابر دلار آمریکا رشد خواهد کرد.

اگر شما معتقد باشید که اقتصاد ایالات متحده قوی می‌شود و یورو در برابر دلار آمریکا ضعیف می‌شود، شما یک سفارش فروش EUR/USD ثبت می‌کنید.

شما با این کار یورو را به این امید می‌فروشید که در برابر دلار آمریکا نزول خواهد کرد.

USD/JPY

در این مثال دلار آمریکا ارز پایه است و بنابراین «مبنای» خرید/فروش است.

اگر فکر می‌کنید دولت ژاپن می‌خواهد ین را تضعیف کند تا از این طریق به صادرات کمک کند شما یک سفارش خرید USD/JPY ثبت می‌کنید.

شما با این کار دلار آمریکار را به این امید می‌خرید که در برابر ین ژاپن رشد خواهد کرد.

اگر فکر می‌کنید سرمایه گذاران ژاپنی در حال بیرون کشیدن پول خود از بازارهای مالی آمریکا هستند و همه دلارهای خود را دوباره به ین تبدیل می‌کنند و این به دلار آمریکا آسیب خواهد زد، شما یک سفارش فروش USD/JPY ثبت می‌کنید.

شما با این کار دلار آمریکار را به این امید می‌فروشید که در برابر ین ژاپن نزول خواهد کرد.

GBP/USD

در این مثال پوند ارز پایه است و بنابراین «مبنای» خرید/فروش است.

اگر شما فکر می‌کنید که اقتصاد انگلیس همچنان از لحاظ رشد اقتصادی از آمریکا بهتر خواهد بود شما یک سفارش خرید GBP/USD ثبت خواهید.

شما با این کار پوند را به این امید می‌خرید که در برابر دلار آمریکا رشد خواهد کرد.

اگر شما معتقد باشید که اقتصاد انگلیس رو به کسادی می‌رود در حالی که اقتصاد آمریکا مثل چاک نوریس قوی باقی خواهند ماند، شما یک سفارش فروش GBP/USD ثبت می‌کنید.

شما با این کار پوند را به این امید می‌فروشید که در برابر دلار آمریکا نزول خواهد کرد.

چگونه در فارکس USD/CHF را معامله کنیم

در این مثال دلار آمریکا ارز پایه است و بنابراین «مبنای» خرید/فروش است.

اگر شما فکر می‌کنید فرانک سویس بیش از حد ارزش واقعی آن است شما یک سفارش خرید USD/CHF ثبت می‌کنید.

شما با این کار دلار آمریکار را به این امید می‌خرید که در برابر فرانک سوئیس رشد خواهد کرد.

اگر معتقدید ضعف بازار مسکن ایالات متحده به رشد اقتصادی آن در آینده ضربه می‌زند و باعث ضعف دلار خواهد شد، شما یک سفارش فروش USD/CHF ثبت می‌کنید.

شما با این کار دلار آمریکار را به این امید می‌فروشید که در برابر فرانک سوئیس نزول خواهد کرد.

معامله با مقیاس «لات»

وقتی شما به سوپرمارکت می‌روید و می‌خواهید تخم‌مرغ بخیرید، نمی‌توانید فقط یک رابطه لات با نرخ تبدیل دانه تخم‌مرغ بخیرید، تخم‌مرغ‌ها در بسته‌های شش‌تایی یا ۱۲ تایی بسته‌بندی شده است.

در فارکس هم اگر بخواهیم یک یورو بخریم یا بفروشیم، کار مضحکی خواهد بود، بنابراین بسته به کارگزاری و نوع حساب شما، ارزها به صورت بسته‌های ۱۰۰۰ واحدی (مینی لات)، ۱۰۰۰۰ واحدی (میکرو لات) و ۱۰۰۰۰۰۰ واحدی (لات استاندارد) عرضه می‌شوند (بعداً در مورد «لات [۵] Lot » توضیح خواهیم داد).

معاملات مارجین

«ولی من آنقدر پول ندارم که ۱۰۰۰۰ یورو بخرم! باز هم می‌توانم معامله کنم؟»

بله، می‌توانید! با استفاده از اهرم [۶] Leverage .

وقتی با اهرم معامله می‌کنید لازم نیست از همان اول ۱۰۰۰۰ یورو پرداخت کنید. در عوض شما یک «مبلغ» کم به صورت امانی می‌گذارید که به آن مارجین [۷] Margin گفته می‌شود.

به نسبت حجم تراکنش («حجم پوزیشن») به مبلغ واقعی («سرمایه معاملاتی») که برای مارجین استفاده می‌شود، اهرم گفته می‌شود.

برای مثال اهرم ۵۰:۱ که به آن مارجین لازم [۸] Required Margin ۲٪ هم گفته می‌شود یعنی برای باز کردن یک پوزیشن ۱۰۰۰۰۰ دلاری شما یک مارجین ۲۰۰۰ دلاری نیاز دارید.

معاملات مارجین [۹] Margin Trading این امکان را برای شما فراهم می‌کند که فقط با کسری از سرمایه‌ای که به صورت عادی لازم است، یک پوزیشن با حجم بالا باز کنید.

این طوری شما می‌توانید با مبالغ اندک ۲۵ دلار یا ۱۰۰۰ دلار پوزیشن‌های ۱۲۵۰ دلاری یا ۵۰۰۰۰ دلاری باز کنید.

شما با یک سرمایه اولیه نسیتاً کم می‌توانید تراکنش‌های نسبتاً بزرگ داشته باشید.

اجازه دهید بیشتر توضیح بدهیم.

ما بعداً درباره مارجین بیشتر صحبت خواهیم کرد ولی امیدواریم تا اینجا کلیت آن را درک کرده باشید.

با دقت بخوانید چون این موضوع خیلی مهم است!

  • مثلاً فکر می‌کنید که نشانه‌هایی در بازار می‌گویند پوند انگلیس در برای دلار آمریکا رشد خواهد کرد.
  • شما یک پوزیشن استاندارد یک لاتی (یعنی ۱۰۰۰۰۰ واحد از جفت ارز GBP/USD) باز می‌کنید و با ۲٪ مارجین لازم، با پوند انگلیس خرید می‌کنید.
  • صبر می‌کنید تا نرخ مبادله بالا برود.
  • وقتی شما یک لات (۱۰۰۰۰۰ واحد) GBP/USD با قیمت ۱.۵۰۰۰۰ می‌خرید در واقع ۱۰۰۰۰۰ پوند می‌خرید که ارزش آن ۱۵۰۰۰۰ دلار است (یعنی ۱۰۰۰۰۰ واحد پوند * ۱.۵۰۰۰۰).
  • چون مارجین لازم ۲٪ است، برای شروع این معامله ۳۰۰۰ دلار از حساب شما برداشت می‌شود (یعنی ۱۵۰۰۰۰ * ۲٪).
  • حالا شما فقط با ۳۰۰۰ دلار ۱۰۰۰۰۰ پوند در اختیار خواهید داشت.
  • حالا پیش بینی شما درست از آب در‌می‌آید و تصمیم می‌گیرید بفروشید. شما معامله خود را در قمیت ۱.۵۰۵۰۰ خاتمه می‌دهید. و حدود ۵۰۰ دلار سود می‌کنید.
اقدام شما GBP USD
شما ۱۰۰,۰۰۰ پوند با نرخ مبادله ۱.۵۰۰۰ می‌خرید. +۱۰۰,۰۰۰ -۱۵۰,۰۰۰
یک چرت کوتاه ۲۰ دقیقه‌ای می‌زنید و نرخ مبادله GBP/USD تا ۱.۵۰۵۰ بالا می‌رود و شما می‌فروشید. -۱۰۰,۰۰۰ +۱۵۰,۵۰۰
شما ۵۰۰ دلار سود کرده‌اید. ۰ +۵۰۰

وقتی تصمیم می‌گیرید یک پوزیشن را ببندید، ودیعه‌ای(«مارجینی») که در ابتدا پرداخت کرده‌اید به شما بازپرداخت می‌شود و سود و یا ضررتان به آن اضافه یا از آن کسر می‌گردد.

بعد این سود یا زیان در حساب شما منظور می شود.

بیایید مثال معامله GBP/USD بالا را با هم مرور کنیم.

  • قیمت GBP/USD فقط به اندازه نیم پنی بالا رفته است! حتی یک پنی هم بالا نرفته است. نیم پنی! نیم سنت!
  • ولی شما ۵۰۰ دلار سود کرده‌اید!😲
  • فقط یک چرت کوتاه زدید!
  • چطوری؟ چون شما فقط با یک پوند معامله نکرده‌اید.
  • اگر پوزیشن شما ۱ پوند بود شما فقط به اندازه نیم پنی سود می‌کردید.
  • ولی… پوزیشن شما ۱۰۰۰۰۰ پوند (یا ۱۵۰۰۰۰ دلار) بوده است.
  • زیبایی‌اش در این است که شما لازم نیست همه این مبلغ را پرداخت کنید.
  • شما برای وارد شدن به این معامله فقط ۳۰۰۰ دلار برای ودیعه نیاز داشتید.
  • ۵۰۰ دلار سود با ۳۰۰۰ دلار سرمایه یعنی ۱۶.۶۷٪ بازدهی!😲😲
  • در عرض ۲۰ دقیقه!
  • این همان قدرت معامله‌گری با اهرم است!

همین مبلغ ودیعه اندک می‌تواند به همان اندازه سودش، ضرر بزرگی در پی داشته باشد.

این یعنی یک تغییر نسبتاً جزئی قیمت هم می‌تواند به همان نسبت به تغییرات بسیار بزرگی در میزان سود و زیان شما منجر شود که می‌تواند به سود یا به ضرر شما تمام شود.

شما در عرض همین ۲۰ دقیقه می‌توانستید به راحتی ۵۰۰ دلار از دست بدهید.

کابوس معاملات فارکس

در آن صورت از یک کابوس بیدار نمی‌شدید. بلکه به یک کابوس وارد می‌شدید!

اهرم بالا ظاهراً عالی به نظر می‌رسد ولی می‌تواند مهلک هم باشد.

برای مثال شما با مبلغ اندک ۱۰۰۰ دلار یک حساب معاملاتی فارکس باز می‌کنید. کارگزار شما اهرم ۱ به ۱۰۰ (یا ۱۰۰:۱) به شما ارائه می‌کند تا شما بتوانید یک پوزیشن ۱۰۰۰۰۰ دلاری EUR/USD باز کنید.

اگر قیمت فقط به اندازه ۱۰۰ پیپ جابجا شود حساب شما می‌تواند صفر شود! جابجایی ۱۰۰ پیپ قیمت برابر با ۱ یورو است! شما فقط با تغییر یک یورویی قیمت حساب خود را به باد می‌دهید. تبریک.

وقتی معاملات خود را با استفاده از مارجین انجام می‌دهیم باید بدانیم که ریسک معامله ما به اندازه کل مبلغ پوزیشن شماست. اگر ندانید مارجین چطور عمل می‌کند ممکن است به سرعت حساب خود را به باد بدهید. ما دلمان می‌خواهد از این کار اجتناب کنید. ما به خاطر خطری که در کمین شماست، یک بخش کامل را با عنوان معاملات مارجین ۱۰۱، به معاملات مارجین اختصاص داده‌ایم.

تجدید قرارداد

به پوزیشن‌هایی که در «پایان ساعت کاری» کارگزاری (که معمولاً ساعت ۵:۰۰ بعد از ظهر به وقت شرقی است) باز باشد یک «هزینه تجدید قرارداد» [۱۰] Rollover Fee روزانه تعلق می‌گیرد که به آن «هزینه تهاتر» [۱۱] Swap Fee هم گفته می‌شود،‌ که معامله‌گر بسته به وضعیت پوزیشن‌هایی که باز است باید این هزینه را پرداخت یا دریافت کند.

اگر نمی‌خواهید برای پوزیش‌های خود بهره‌ای دریافت یا پرداخت کنید فقط کافی است همه آنها را قبل از ساعت ۵:۰۰ بعد از ظهر به وقت شرقی ببندید که زمان رسمی پایان هر روز کاری بازار است.

به خاطر اینکه همه معاملات ارزی مستلزم قرض کردن یک ارز برای خرید یک ارز دیگر است، بهره تجدید قرارداد بخشی از معاملات فارکس است.

بهره بابت ارزی پرداخت می‌شود که قرض گرفته شده است.

بهره بابت ارزی دریافت می‌شود که خرید شده است.

اگر شما ارزی را با نرخ بهره بالاتر از ارزی که قرض می‌کنید بخرید در این صورت تفاضل نرخ بهره خالص آن مثبت خواهد بود ( برای مثال USD/JPY) و در نتیجه شما بهره دریافت خواهید کرد.

و برعکس اگر تفاضل نرخ بهره منفی باشد شما باید این بهره را پرداخت کنید.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نحوه عملکرد تجدید قرار داد به صفحه تجدید قرارداد در بخش دانشنامه فارکس مراجعه کنید.

توجه داشته باشید که بسیاری از کارگزاران فارکس نرخ‌های تجدید قرارداد خود را بر اساس عوامل مختلف (برای مثال اهرم حساب، نرخ قرض بین بانکی) تنظیم می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره نرخ‌های تجدید قرارداد و فرایندهای واریز/برداشت به کارگزار خود مراجعه کنید.

در اینجا جدولی آورده شده است که به شما کمک می‌کند تفاضل نرخ بهره ارزهای پایه را محاسبه نمایید.

مبنای نرخ‌های بهره

کشور ارز نرخ بهره
ایالات متحده USD < ۰.۲۵%
حوزه یورو EUR ۰.۰۰%
بریتانیا GBP ۰.۱۰%
ژاپن JPY -۰.۱۰%
کانادا CAD ۰.۲۵%
استرالیا AUD ۰.۲۵%
نیوزلند NZD ۰.۲۵%
سوئیس CHF -۰.۷۵%

بعداً به شما آموزش خواهیم داد چطور می‌توان از تفاوت نرخ بهره به نفع خودمان استفاده کنیم.

آشنایی با پیپ در بازار لایت فارکس

یک پیپ (Pip) مخفف Point in Percentage است و در واقع یک واحد اندازه‌ گیری است که توسط معامله‌ گران فارکس برای تعریف کوچکترین تغییر در ارزش بین دو ارز استفاده می‌ شود.

پیپ در یک نقل‌ قول قیمتی معمول، به عنوان یک تغییر تک رقمی در چهارمین عدد اعشار به نمایش درمی‌آید.

برای مثال اگر قیمت EUR/USD از 1.1402 به 1.1403 تغییر پیدا کند، این به یک پیپ تغییر در قیمت در نظر گرفته می‌ شود.

با این حال همه‌ی نقل‌ قول‌ های قیمتی فارکس به این صورت نمایش داده نمی‌شوند و ین ژاپن یک مورد متفاوت در این موضوع است.

آشنایی با پیپ در بازار لایت فارکس - مینی لات های فارکس - لات های استاندارد - نقل قول قیمتی liteforex

چطور ارزش یک پیپ را اندازه‌ گیری کنیم؟

ارزش یک پیپ با ضرب کردن یک پیپ (0.0001) در اندازه لات مشخص می‌شود. برای لات‌ های استاندارد این به معنای 100000 واحد از ارز پایه و برای مینی لات‌ ها این 10000 واحد است.

برای مثال، در جفت‌ ارز EUR/USD، حرکت به اندازه یک پیپ در یک لات استاندارد برابر است با 0.0001 ضرب در 100000 یعنی 10 دلار.

امکان محاسبه‌ ی ارزش یک پیپ به معامله‌ گران فارکس کمک می‌کند تا یک ارزش پولی بر روی اهداف کسب سود و سطوح توقف ضرر خود تنظیم کنند.

تبدیل ارزش پیپ

اگر حساب معاملاتی شما بر اساس پوند بریتانیا (GBP) باشد، شما باید آن 1 دلار (ارزش یک پیپ برای مینی لات EUR/USD) را به پوند تبدیل کنید.

برای انجام این کار، کافی است 1 دلار را بر نرخ تبادل فعلی GBP/USD تقسیم کنید که فرض می‌ کنیم در حال حاضر 1.2863 است. نتیجه‌ ی تقسیم 0.7774 می‌ شود.

بنابراین زمانی که در هنگام معامله EUR/USD یک پیپ سود یا ضرر می‌ کنید، در واقع در حساب خود 0.7774 پوند به دست آورده یا از دست می‌ دهید.

نقل قول قیمتی liteforex - تبدیل ارزش پیپ liteforex - پیپ در ین ژاپن لایت فارکس

استثنا در محاسبه پیپ USD/JPY

زمانی که در حال معامله ارزهای بزرگ در مقابل ین ژاپن هستید، باید به یاد داشته باشید که در این وضعیت پیپ دیگر چهارمین عدد اعشار نیست و دومین عدد اعشار است.

این به دلیل آن است که ین ژاپن ارزش بسیار کمتری نسبت به دیگر ارزهای بزرگ دارد. برای مثال در نقل قول قیمتی 107.99، دومین 9 نشان‌دهنده‌ی پیپ است.

زمانی که در حال معامله مینی لات‌ها (10000) هستید، یک پیپ 100 ین ژاپن و در هنگام معامله لات‌ های استاندارد (100000)، یک پیپ 1000 ین ژاپن است.

پیپ pip در فارکس چیست و هر پیپ چند دلار است؟

پیپ چیست

یکی از اولین مفاهیم فارکس که نقش مهمی در محاسبه سود و ضرر معاملات دارد، چیزی با عنوان پیپ است. در این مقاله قصد داریم تا مفهوم pip را کامل آموزش داده و علاوه بر آن، فرمول محاسبه و تبدیل pip به دلار آمریکا را بیان کنیم. این مقاله بخشی از مقاله‌ی جامع پیپ در فارکس بوده که می‌توانید با کلیک برروی این لینک، متن کامل این مقاله را مطالعه کرده و همچنین سایر مفاهم فارکس را نیز یاد بگیرید. در این مقاله به دو سوال اساسی پاسخ خواهیم داد. اول اینکه پیپ چیست و دوم هم اینکه هر پیپ معادل چند دلار است.

چرا محاسبه pip مهم است؟

در بازار فارکس، میزان تغییرات و نوسان بسیار کم بوده و به همین جهت، مفهومی به نام اهرم ارائه شده تا با ضرب کردن حجم معامله در میزان اهرم، مقدار معاملات افزایش یافته و نتیجتا میزان سود از هر معامله افزایش یابد. هنگامیکه از اهرم استفاده شود، میزان سوددهی یا ضرردهی هر معامله در میزان اهرم ضرب شده و معامله جذاب‌تر و پرسودتر خواهد شد. نرخ برابری جفت ارزها در بازار فارکس عموما تا چهارمین رقم اعشار بیان شده و تغییرات نیز عموما در رقم چهارم اعشار هستند. برای مثال، اگر نرخ تبدیل یورو به دلار آمریکا را معادل ۱.۱۰۵۲ در نظر بگیریم، میزان تغییرات در آخرین رقم اعشار بوده و ممکن است این نرخ برابری به ۱.۱۰۵۳ افزایش یافته و یا به ۱.۱۰۵۱ کاهش یابد.

چهارمین رقم اعشار در بازار فارکس با نام پیپ شناخته شده و مبنایی رابطه لات با نرخ تبدیل برای محاسبه‌ی میزان سود و ضرر در معاملات فارکس است. اگر معامله خرید باز کرده باشید و نرخ تبدیل (یا همان نرخ برابری) از ۱.۱۰۵۲ به ۱.۱۰۵۳ افزایش یابد، شما به اندازه یک پیپ سود کرده‌اید. برای فهم دقیق مقدار سود کردن، باید پیپ را به دلار (یا همان ارزی که حساب خود را با آن شارژ کرده‌اید) تبدیل نموده تا این عدد، قابل درک و فهم باشد. بنابراین، اولین قدم برای فهم میزان سود و ضرر، فهم ربط پیپ به دلار است.

مقالات مرتبط:

تبدیل پیپ به دلار

برای تبدیل پیپ به دلار ابتدا باید نوع جفت ارز مورد معامله یا هر دارایی دیگر مشخص باشد. چرا که نرخ تبدیل آن دارایی، ربط مستقیمی به میزان سود حاصله دارد. فرض کنید شما معامله خرید دلار آمریکا / دلار کانادا یا همان USD/CAD را در نرخ برابری ۱.رابطه لات با نرخ تبدیل ۰۲۰۰ باز کرده باشید. این بدان معناست که به ازای هر دلار آمریکا، ۱.۰۲۰۰ دلار کانادا خریده‌اید. اگر نرخ برابری یک پیپ افزایش پیدا کند، میزان سود شما برابر است با:

میزان تغییر در نرخ برابری (معادل ۰.۰۰۰۱) ضرب در نرخ تبدیل جفت ارز (معادل ۱.۰۲۰۰) که برابر می‌شود با ۰.۰۰۰۰۹۸۰۴ دلار سود. بنابراین، برای تبدیل پیپ به دلار، ابتدا باید نرخ برابری دارایی مشخص شود (بر مبنای دلار آمریکا) و سپس میزان تغییر در آن ضرب شده تا سود خالص بر مبنای دلار حاصل شود. همانطور که متوجه شدید، تغییر ۱ پیپ، میزان سود دلاری بسیار کمی را برای تریدر به همراه دارد. برای افزایش سود، دو راه وجود دارد. اول اینکه میزان موجودی حساب را افزایش داده و به جای ۱ دلار، با سرمایه‌ی ۱.۰۰۰ دلاری (برای مثال)، وارد معامله شوید. در این صورت، سود حاصل از همین معامله هزار برابر شده و معادل ۰.۰۹۸۰۴ دلار خواهد شد.

روش دوم این است که از اهرم استفاده شود. اگر با بودجه‌ی ۱ دلاری وارد معامله شده و اهرم را برروی ۱.۰۰۰ قرار دهید، باز هم میزان سود این معامله (با یک pip افزایش قیمت)، معادل همان ۰.۰۹۸۰۴ دلار خواهد شد. انتخاب صحیح اهرم و موجودی اولیه، جزوی از مباحث مطرح شده در بخش مدیریت سرمایه بوده که در وبسایت آی آر بروکرز irbrokers. com مطرح شده است. دقت داشته باشید که اهرم، یک شمشیر دو لبه بوده و می‌تواند باعث ضرر و زیان‌های مالی شود.

پیپت چیست؟

در بالا مطرح کردیم که عموما بروکرها از چهار رقم اعشار برای نمایش میزان نرخ برابری استفاده می‌کنند. اما بعضی از بروکرها، این نرخ تبدیل را تا عدد پنجم نمایش داده و هر تغییر در پنجمین رقم اعشار، معادل تغییر در یک پیپت است. برای مثال، اگر نرخ برابری پوند انگلستان به دلار آمریکا معادل ۱.۳۰۵۴۶ باشد. تغییر در پنجمین رقم اعشار (مثلا افزایش به ۱.۳۰۵۴۷ یا کاهش به ۱.۳۰۵۴۵) معادل تغییر یک پیپتی است. برای تبدیل پیپت به دلار نیز از همان فرمول بالا استفاده خواهد شد. در حقیقت، هر پیپت معادل ۰.۱ pip است.

برای مثال، اگر نرخ تبدیل پوند انگلیس از ۱.۳۰۴۵۶ به ۱.۳۰۴۵۷ افزایش یابد، میزان سود دلاری اینگونه محاسبه می‌شود. میزان تغییرات (در مثال ما یک پیپت یا همان ۰.۰۰۰۰۱) ضرب در نرخ برابری (۱.۳۰۴۵۶) که برابر می‌شود با ۰.۰۰۰۰۰۱۳۰ دلار سود. حال اگر به جای یک واحد معامله، از اهرم استفاده کرده و معامله را به اندازه‌ی یک مینی لات انجام داده باشید، میزان سود شما معادل ۰.۱۳ دلار خواهد بود. برای فهمیدن لات در فارکس به این مقاله مراجعه نموده تا با انواع حجم استاندارد معاملات در فارکس آشنا شوید.

محاسبه pip در جفت ارزهای ین ژاپن

بر خلاف جفت ارزهایی که بر پایه دلار آمریکا هستند، جفت ارزهایی که یکی از طرفین آن، ین ژاپن باشد تنها ۲ یا ۳ رقم اعشار دارند. در این جفت ارزها، هر پیپ معادل تغییر در دومین رقم اعشار بوده و هر پیپت معادل تغییر یک واحدی در رقم سوم اعشار است. برای مثال، فرض کنید که نرخ برابری پوند انگلیس به ین ژاپن معادل ۱۲۳.۰۰ باشد. تغییر یک پیپی در این جفت ارز، معادل تبدیل شدن نرخ برابری به ۱۲۳.۰۱ یا ۱۲۹.۹۹ خواهد بود.

برای خرید هر پوند انگلیس با استفاده از ین ژاپن به ۱۲۳ ین نیاز است، یا به عبارتی نرخ تبدیل GBP/JPY معادل ۱۲۳.۰۰ است. در این جفت ارزها، امکان تبدیل مستقیم پیپ به دلار وجود نداشته و این کار باید در دو مرحله انجام شود. فرض کنید که نرخ تبدیل این جفت ارز به اندازه‌ی یک پیپ تغییر کرده (معادل ۰.۰۱ نرخ برابری)، بنابراین، ابتدا میزان تغییر باید ضرب در نرخ برابری شده تا میزان سود بر مبنای پوند انگلستان محاسبه شود. تغییر ۰.۰۱ در نرخ برابری ضرب در نرخ تبدیل ۱۲۳.۰۰ معادل ۰.۰۰۰۰۸۱۳ پوند انگلیس خواهد بود.

حال برای تبدیل پیپ در جفت ارز GBP/JPY باید میزان سود (۰.۰۰۰۸۱۳ پوند) ضرب در نرخ برابری پوند به دلار آمریکا شود. برای مثال، اگر نرخ تبدیل پوند به دلار آمریکا معادل ۱.۵۵۹۰ باشد، میزان سود دلاری ناشی از تغییر یک پیپ در جفت ارز GBP/JPY معادل ۰.۰۰۰۱۲۶ دلار خواهد بود. مثال‌های بیشتری از نحوه تبدیل پیپ به دلار آمریکا در وبسایت آی آر بروکرز ارائه شده که می‌توانید به همراه تصویر در آنجا مشاهده نمایید.

ارتباط پیپ، اهرم و لات

همانطور که متوجه شدید، پیپ مبنای تغییرات نرخ برابری در دارایی‌های مختلف بوده، لات بیانگر حجم معاملات انجام شده است و اهرم ابزاری است که موجودی حساب معاملاتی را افزایش داده تا حجم معاملات افزایش یابد. میزان نوسان دست تریدر نبوده، اما تغییر حجم معاملات که منجر به سودآوری (یا ضرر کردن) می‌شود، بر عهده‌ی تریدر است. میزان تغییرات ضرب در حجم معامله (یا همان میزان لات)، مقدار نهایی سود یا ضرر را مشخص خواهد کرد.

برای مثال، اگر حساب معاملاتی ۱۰.۰۰۰ دلار شارژ شود، تریدر با ورود تمام موجودی به یک معامله، یک مینی لات معامله انجام داده است. در نقطه‌ی مقابل، تریدر می‌تواند با موجودی ۱۰۰ دلاری در حساب معاملاتی و استفاده از اهرم یا همان لوریج ۱۰۰، باز هم یک مینی لات معامله انجام دهد. حتی تریدر می‌تواند با موجودی ۱۰ دلاری و استفاده از اهرم ۱.۰۰۰ برابری، باز هم یک معامله‌ی ۱۰.۰۰۰ واحدی یا همان مینی لات باز نماید. اما دقت باشید که استفاده از اهرم و خصوصا اهرم‌های بالا (بیش از ۲۰۰) بسیار خطرناک بوده و ممکن است باعث کال مارجین شدن، شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.