درک انواع خط و روند


استراتژی معاملاتی تغییر روند

روش‌های تعیین حد سود و زیان

روش‌های مختلفی برای تعیین حد سود و زیان در بازار سهام وجود دارند و همان‌گونه که در مقاله قبلی توضیح داده شد؛ اکثر معامله‌گران به منظور پیش‌بینی نقاط خروج احتمالی از بازار، از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. در این مطلب به بیان مهم‌ترین روش‌های تعیین حد سود و ضرر بر مبنای قیمت، با ذکر مثال‌هایی از بازار سهام خواهیم پرداخت.

فواصل قیمتی مشخص نسبت به ناحیه ورود

برخی سرمایه‌گذاران رویکرد تحلیلی خاصی نداشته و بیشتر روی اعداد ثابت تمرکز دارند. معیار اصلی در این روش، میزان فاصله نقاط خروج نسبت به ناحیه ورود است که معمولاً این فواصل بر اساس واحد درصد بیان می‌شوند. این مقادیر بر مبنای شرایط کلی بازار (نظیر محدودیت نوسان مجاز روزانه)، نوسانات ذاتی سهم و سایر موارد تعیین خواهند شد. در نمودار زیر که مربوط به سهام شرکت ایران خودرو است؛ معامله‌گر پس از شکست سطح مقاومتی تصمیم به ورود می‌گیرد و بر اساس یک استراتژی شخصی، مقدار ثابت %۱۰ حد ضرر نسبت به نقطه ورود در نظر گرفته است. با توجه به اینکه نسبت پاداش به ریسک معاملاتش روی عدد ۲ تنظیم شده است؛ حد سود از ناحیه ورود به بازار، %۲۰ فاصله خواهد داشت.

فواصل قیمتی نسبت به ناحیه ورود

اعداد رند

استفاده از اعداد رند در تحلیل تکنیکال کلاسیک و به طور کلی تعیین نقاط بازگشت بازار سهام، بسیار مرسوم است. معامله‌گران کهنه‌کار بازار مالی نیز به این سطوح توجه ویژه‌ای داشته و هنوز هم نسبت به کارایی آن‌ها دیدگاه مثبتی دارند. عموماً رسیدن قیمت به محدوده اعداد رند در نمودار، موجب ایجاد تحرکات خاصی در عرضه و تقاضای بازار می‌شود. برخی معامله‌گران با قرار دادن نقاط خروج خود در این سطوح سعی دارند؛ حد سود و زیان مطمئنی داشته باشند. به منظور درک بهتر مطلب، موقعیت معاملاتی فرضی زیر را در سهم وبصادر در نظر بگیرید. پس از شکست نقطه تلاقی خط روند و سطح مقاومتی، فرد اقدام به ورود نموده است که با نسبت بازده به ریسک برابر ۱، مقادیر ۸۰۰ و ۵۰۰ ریال را به ترتیب به عنوان حد سود و زیان احتمالی این معامله در نظر گرفته است.

اعداد رند

اندیکاتورها

بدون شک یکی از پرطرفدارترین ابزار نموداری در میان معامله‌گران بازار مالی اندیکاتورها هستند که خود به چندین نوع تقسیم می‌شوند. این ابزارها به حدی مورد علاقه سرمایه‌گذاران است که به عناوین مختلفی نظیر تحلیل بازار، نقطه ورود و نواحی خروج از آن‌ها استفاده می‌کنند. مهم ترین دلیل محبوبیت اندیکاتورها در میان معامله‌گران مبتدی، سهولت کاربری آن‌ها است. اندیکاتورها بر اساس ماهیت و دسته بندی موجود در پلتفرم‌های تحلیلی، به چهار نوع کلی روند یاب، مبتنی بر حجم، اسیلاتورها و اندیکاتورهای تدوین شده توسط آقای بیل ویلیامز تقسیم بندی می‌شوند.

میانگین متحرک یکی از کاربردی ترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که یکی از موارد استفاده آن تعیین نقاط خروج می‌باشد. میانگین‌ها معمولاً به صورت منفرد یا چندگانه استفاده می‌شوند. در تصویر زیر یک موقعیت معاملاتی را مشاهده می‌کنیم که نقاط ورود و خروج کاملاً بر اساس تقاطع دو میانگین متحرک شکل گرفته اند.

اگر قیمت بالاتر از میانگین‌ها قرار داشته و یک تقاطع مثبت نیز اتفاق بیفتد(یعنی خط قرمز رنگ که متعلق به میانگین ۴۰ روزه است، میانگین متحرک۶۰ روزه را به سمت بالا بشکند) اقدام به خرید نموده و زمانی که میان قیمت و میانگین متحرک ۴۰ روزه، یک شکست قیمتی نزولی رخ دهد؛ باید از معامله خارج شویم. در واقع یک نقطه خروج غیرثابت انتخاب شده است که به صورت هم‌زمان حد سود و زیان را پوشش می‌دهد.

اندیکاتورها

فیبوناچی

افرادی که سواد ریاضی داشته باشند؛ مطمئناً سری اعداد فیبوناچی را می‌شناسند و داستان معروف آن را نیز شنیده‌اند. مجموعه ابزار فیبوناچی در پلتفرم‌های معاملاتی بازار مالی، یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیلی به شمار می‌آیند که حتی می‌توان صرفاً بر مبنای آن‌ها یک استراتژی معاملاتی کامل تدوین نمود! فیبوناچی بازگشتی یکی از محبوب ترین ابزار تحلیل نموداری فیبوناچی است که معامله‌گران بسیاری از سطوح آن به عنوان نقاط کلیدی ورود و خروج از معامله استفاده می‌کنند. با مشاهده نمودار قیمت شرکت مخابرات ایران متوجه می‌شویم که معامله‌گر «الف» بر اساس تلاقی خط روند صعودی، سطح حمایتی کلاسیک و ناحیه %۳۸ فیبوناچی بازگشتی در یک نقطه، اقدام به خرید نموده است. حد سود این معامله در سطح صفر درصد فیبوناچی یا همان قله قبلی و حد ضرر آن نیز در ناحیه %۶۱.۸ که درصد طلایی فیبوناچی می‌باشد؛ قرار داده شده است.

فیبوناچی

سطوح حمایت و مقاومت

تعداد کثیری از معامله‌گران قدیمی بازار، به این سطوح ساده اما مهم در نمودار قیمت، توجه خاصی داشته و بخش مهمی از استراتژی معاملاتی آن‌ها را شامل می‌شود. تئوری اصلی در استفاده از حمایت و مقاومت کلاسیک این است که بر اساس روانشناسی جمعی اگر قیمت از یک ناحیه بازگشت داشته باشد؛ ممکن است دفعات بعدی نیز با رسیدن به این نقطه، سرمایه‌گذاران واکنش مشابهی داشته باشند. به همین دلیل استفاده از این سطوح به عنوان نقاط خروج از بازار، کار بسیار عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد. زیرا، در صورت شکست این نواحی، هشدار جدی مبنی بر تغییر روند صادر شده و منطقی است که از معامله خارج شویم. در مثال زیر بر اساس نماد تاپیکو، نمونه‌ای از موقعیت‌های معاملاتی را مشاهده می‌کنیم که نقاط حد سود و زیان بر اساس سطوح حمایت و مقاومت مشخص شده‌اند.

سطوح حمایت و مقاومت

خطوط روند

همانند سطوح حمایت و مقاومت کلاسیک، خط روند نیز یکی از مفاهیم ابتدایی و مهمی است که به تحلیلگران فنی آموزش داده می‌شود. این خطوط که طبق قواعد مشخصی، از اتصال نقاط بازگشت قیمت در نمودار تشکیل می‌شوند، یکی از قدرتمند ترین ابزارهای تحلیلی در درک انواع خط و روند بازار مالی به شمار می‌روند. خط روند به صورت انفرادی یا در نقاط تلاقی با سایر ابزار تحلیل، قابلیت استفاده دارد. این خطوط به دلیل اینکه یکی از مبانی اصلی تحلیل تکنیکال تلقی می‌شوند؛ ابزار دیگری نیز بر اساس آن‌ها تدوین یافته‌اند. به عنوان نمونه کانال‌های قیمتی از نمونه ابزار مرسوم در تحلیل نموداری می‌باشند که بر مبنای خطوط روند ترسیم می‌شوند.

در موقعیت معاملاتی فرضی ذیل مشاهده می‌کنید که پس از ترسیم یک کانال قیمتی صعودی در نمودار روزانه سهم ملی صنایع مس ایران، معامله‌گر «ب» پس از شکست ناحیه مقاومتی کوتاه مدت، اقدام به خرید سهم می‌نمایند. در چنین موقعیت‌هایی معامله‌گران بلندمدتی می‌توانند، از خطوط کف و سقف کانال به ترتیب به عنوان حد زیان و سود بهره ببرند و در صورتی که سرمایه‌گذار افق کوتاه ‌مدتی را مد نظر داشته باشد؛ با رسیدن به خط روند کوتاه مدت(خط قرمز رنگ) جهت جلوگیری از تقبل ریسک تغییر روند، می‌توان از معامله خارج شد.

خطوط روند

الگوهای قیمتی

امروزه تشخیص روند آتی بازار سهام بر اساس الگوهای قیمتی، بسیار رایج است. این الگوها بر اساس حرکات قیمتی پرتکرار و مشابه که پس از وقوع آن‌ها بازار روند مشخصی پیدا کرده است؛ از اطلاعات قیمتی بلند مدت بازارهای مالی، استخراج شده‌اند. الگوهای نموداری انواع و اقسام مختلفی دارند که مهم ترین آن‌ها عبارتند از: سر و شانه، پرچم، مستطیل، سقف و کف‌های چند قلو، کنج.

این الگوها بر اساس شرایط وقوع می‌توانند خاصیت نزولی یا صعودی داشته و یکی از نقاط قوت الگوهای قیمتی این است که یک الگو به تنهایی می‌تواند نواحی حد سود و زیان معاملات را به طور دقیق مشخص کند. به طور مثال به الگوی پرچم و نقاط خروج از معامله در نمودار سهام بانک ملت توجه فرمایید.

آموزش استفاده از نقش و مفهوم انواع خطوط در عکاسی

نقش خطوط در عکاسی چیست؟ در واقع نقش بسیار مهمی دارند. «هر خط معنایی دارد». خط ها با ترسیم شکل و فرم، یک روایت در تصویر ایجاد کرده، در تعیین احساس تصویر نقش داشته و نگاه بیننده را در اطراف عکس هدایت می کنند. خطوط افقی، خطوط مایل یا مورب، خطوط عمودی و… هر یک مفهوم خاص خود را در عکاسی دارند. برای مثال خطوط عمودی نمادی از استقامت و پایداری آرام هستند و ما خطوط افقی را با آرامش، استراحت و ثبات ارتباط می دهیم. در این آموزش عکاسی سایت لنزک، شما عزیزان را با انواع خطوط در عکاسی، مفهوم و ویژگی های هر یک آشنا می کنیم با این هدف که آشنایی و استفاده از این مفاهیم به پیشرفت عکاسی شما کمک کند.

لنزک (مقدمه سردبیر): این یکی از آن آموزش های عکاسی لنزکی ایست که مفاهیم آن فارغ از نوع دوربین عکاسی تان می توانند به بالا بردن دانش هنری و پیشرفت عکاسی شما عزیزان کمک کنند. خواه یک دوربین DSLR داشته باشید و خواه یک دوربین کامپکت یا دوربین گوشی موبایل، آشنایی با معنا و مفهوم خط ها و ویژگی هایشان، مثل دانستن روانشناسی رنگ درک انواع خط و روند ها، می تواند به شما کمک کند عکس های بهتری بگیرید. چند دفعه مطالعه این مقاله را به شما دوستان لنزکی توصیه می کنم.

خطوط که در ویکی پدیا تحت عنوان «علائمی که در فاصله بین دو نقطه قرار دارند» تعریف شده اند، به خودی خود چندان جذاب به نظر نمی رسند. اما اگر در مورد آن فکر کنید، می بینید که پایه و اساس هنرهای تجسمی بر درک انواع خط و روند استفاده از خطوط متمرکز است. به عنوان مثال، نقاشی را در نظر بگیرید؛ بسیاری از نقاشان کار خود را با کشیدن خط ها شروع می کنند. این خطوط یکدیگر را قطع می کنند تا اَشکال را به وجود آورند. سپس اَشکال با تُن و رنگ پر می شوند و این روند ادامه می یابد، و چارچوب خطوط برای ایجاد یک تصویر تشکیل می شود.

خطوط در عکاسی

جای تعجب نیست که خطوط احتمالا متنوع ترین المان های هنر هستند. در عکاسی، هر عکاس به بازسازی یک صحنه ایجاد شده توسط خطوط وابسته است. حتی لبه های فیزیکی یک عکس نیز توسط خطوط کادر عکاسی تعیین می شوند.

با گنجاندن هدفمند انواع خطوط مختلف در یک تصویر، عکاس می تواند کنترل بیشتری بر شیوه تفسیر یک عکس داشته باشد. در این مقاله لنزک، نگاهی به انواع خطوط در عکاسی، نقش و مفهوم مختلف خطوط و این که چرا باید آنها را در عکاسی خود اولویت بندی کنید، می اندازیم.

چرا باید از خطوط در عکاسی استفاده کنیم؟

خطوط به عنوان یکی از عناصر ذاتی هنر، برای درک درونی ما از مناظر بصری جذاب هستند. خط ها با ترسیم شکل و فرم، یک روایت در تصویر ایجاد کرده، و نگاه بیننده را در اطراف عکس هدایت می کنند. استفاده از اَشکال مختلف خطوط، احساس یک تصویر را تعیین می کند، در حالی که خطوط هدایتگر یک نقطه ورودی و خروجی بصری ایجاد می کنند. با استفاده هدفمند از خطوط در عکاسی، می توانید کنترل نگاه بیننده را در دست بگیرید، و در نتیجه تجسم بیننده و تاثیرگذاری عکس را به حداکثر برسانید.

انواع خطوط در عکاسی و مفهوم آن ها

خطوط بسته به محیط – درختان، ساختمان ها، جاده ها، یا رودخانه ها – انواع مختلفی دارند. تمرکز بر انواع خاص خطوط، باعث ایجاد ارتباط با بیننده می شود و تصاویری می سازد که عمق و اصالت دارند. در ادامه آموزش، شما عزیزان را با انواع خط و مفهوم خطوط در عکاسی بیشتر آشنا می کنیم.

خط افق خطی است که آسمان را از زمین جدا می کند. خط افق که از کلمات یونانی «حلقه جدا کننده»، «تقسیم کردن» و «جدا کردن» برگرفته شده است. خط افق دورترین فاصله ای که چشم می تواند ببیند را مشخص می کند. اگر خط افق واضح باشد، محل تقاطع آسمان و زمین خط افق مرئی نامیده می شود. در غیر این صورت، خط افق به طور ذاتی با طبیعت پیوند خورده است.

خطوط افقی در یک عکس حضور طبیعی و اساسی دارند. طلوع و غروب خورشید در بالای خط افق برای ما یک حس زمان شناسی و ریتم ایجاد می کند. از آنجا که انسان ها عموما به صورت افقی می خوابند، ما خطوط افقی را با آرامش، استراحت و ثبات ارتباط می دهیم.

به همین ترتیب، اکثر سفرها و جابجایی ها در یک مسیر افقی صورت می گیرند، به این معنی که خطوط افقی می توانند نشان دهنده یک حس حرکت نیز باشند. در شرایطی که شامل پنینگ یا عکاسی با سرعت شاتر آهسته است، مسیر خط افقی تصویر را بر روی یک محور مشخص محکم کرده، و از طریق تاری حرکت و اضافه کردن یک پویایی منحصر به فرد به تصویر، بر حرکت تاکید می کند.

عمودی

خطوط عمودی نمادی از استقامت و پایداری آرام هستند. خطوط عمودی با حفظ یکپارچگی یک عکس از طریق ارتباطات بصری ما با قدرت، به یک عکس انرژی و سرزندگی می بخشند.

همانطور که قبلا ذکر شد، انسان ها به صورت افقی می خوابند و به صورت عمودی می ایستند، که یک ارتباط بصری بین انرژی و عمل ایستادن ایجاد می کند. علامت تعجب یک نمونه دیگر است. یک خط عمودی معلق در بالای یک نقطه که برقراری ارتباط بین عمل و انرژی در پایان یک جمله را نشان می دهد.

خط عمودی اگرچه با ساختارهای شهری ثابت مرتبط است، هنوز هم می تواند به طبیعت گوش فرا دهد، و رشد را در طی گذشت زمان نشان دهد. جوانه ای که از زمین سر برمی آورد، یک مسیر عمودی را رو به سمت خورشید دنبال می کند، و محیط های شهری و طبیعی را به هم نزدیک می کند.

واسلی کاندینسکی به عنوان یکی از اولین هنرمندان وسترن که به طور کامل بر درک انواع خط و روند اَشکال غیر تجسمی نقاشی تمرکز کرده است، بر روی عناصر هندسی که یک اثر هنری را تشکیل می دهند، آزمایش کرد. او در کتاب خود با نام «از نقطه و خط تا سطح» که در سال ۱۹۲۶ منتشر کرد، به طور گسترده در مورد ویژگی های هنری خطوط نوشت. او در کتابش اظهار داشت که «سومین خط، خط مورب است، که به شکل شماتیک از هر دو ]خط افقی و عمودی[… با یک زاویه یکسان، واگرا می شود… خط مورب کوتاه ترین شکل عاملیت بالقوه برای حرکت بی پایان است».

یک نقاشی اثر واسلی کاندینسکی در Wikimedia Commons

اغلب خطوط مورب با پیش روی از پیش زمینه تا اعماق یک عکس به عنوان خطوط هدایتگر، تصویر را از صفحه فراتر می برند. خطوط مورب هنگامی که در کنار هم تکرار شوند یا به صورت زیگ زاگ قرار گیرند، لرزشی ایجاد می کنند که مانند یک توهم نوری با دید ما بازی می کند.

خطوط مورب که محدودیت های جهت عمودی/افقی را ندارند، مانند یک تجمع فعالیت بصری عمل می کنند. اگرچه خطوط افقی و عمودی نشان دهنده ایستایی هستند، خطوط مورب بین این دو بالا و پایین می روند، و یک حس قابل لمس از انرژی جنبشی ایجاد می کنند.

منحنی

منحنی ها از زمان انسان های اولیه فریبندگی خاصی در هنرهای بصری داشته اند. ایجاد آنها آسان است، اما با این حال از لحاظ بصری پیچیده هستند. استفاده تزئینی از منحنی ها در نمونه های بی شماری از هنرهای باستانی کشف شده است.

هنر مگالیتیک دارای علائم منحنی در Wikimedia Commons

طرح و نقش های زیادی به شکل منحنی S حجاری شده اند، که یک مفهوم هنری سنتی در مجسمه سازی یونان باستان و رم است. این منحنی S توسط نقاش، هجونویس، و نویسنده قرن هجدهم، ویلیام هگارت، به عنوان «خط زیبایی» اعلام شد. هگارت گفت که منحنی ها بر خلاف «خطوط راست، خطوط موازی، یا خطوط متقاطع قائم الزاویه، که نشان دهنده سکون، مرگ، یا اشیاء بی جان هستند، سرزندگی و فعالیت معنی دار را نشان می دهند.

منحنی ها به عنوان یک خط، نقطه A را به نقطه B درک انواع خط و روند وصل می کنند. تفاوت در مسیری است که خط منحنی طی می کند، خم ها و شیب هایی که قبل از رسیدن به یک مقصد می گذراند. یک رودخانه منحنی که از میان یک منظره پیچ و تاب می خورد، ممکن است پیش زمینه را به پس زمینه متصل کند، اما اگر این کار به درستی انجام شود، یک حس آرامش و راحتی را منتقل می کند.

خطوط ضمنی

شاید پرطرفدارترین خطوط، خطوط ضمنی باشند که توسط دیگر المان های بصری در یک تصویر نشان داده می شوند. علائم، نقاط جذابیت، خطوط دید، فلش ها، شباهت ها و حرکت ها همه خطوط ضمنی را می سازند. این خطوط ضمنی نگاه بیننده را در داخل کادر از یک نقطه به نقطه دیگر می کشانند.

خطوط ضمنی بدون استفاده دقیق از یک خط فیزیکی، به یک تصویر حرکت و روایت می دهند. مانند ستاره شناسان باستان که ستاره ها را با خطوط ضمنی به هم متصل می کردند تا موجودات آسمانی خلق کنند. یا حرکت یک ماشین در یک جهت خاص، که نگاه بیننده را به دنبال سوژه می کشاند. هیچ کدام از این دو نمونه از یک خط مشخص استفاده نمی کنند. با این حال، هر یک از آنها شبکه ای از خطوط می سازد که تصویر را جالب تر و واضح تر می کند.

ویژگی های خط

انواع مختلف خطوط، ویژگی های مختلفی نیز دارند. ضخیم، باریک، نرم و سخت. این ویژگی ها ماهیت یک خط را مشخص می کنند، و به یک تصویر عمق و جذابیت می بخشند.

عرض یک خط میزان ضخامت آن است. خطوط ضخیم تر، قوی تر هستند و ظاهر برجسته تری دارند. شکستن یک خط باریک آسان تر درک انواع خط و روند است، بنابراین معنای ضمنی ظریف تری دارد. عرض به باریک شدن یک خط نیز اشاره دارد. خطی که در پس زمینه یک تصویر ناپدید می شود، یک توهم بصری از عمق ایجاد می کند. خطی با عرض غیر یکنواخت یا نامنظم، حس بازیگوشی، بافت یا ناآرامی را نشان می دهد.

طول، میزان بلندی کلی یک خط را بیان می کند. یک خط کوتاه فوریت یا عمل را نشان می دهد. خطوط طولانی نشان دهنده فضا و آرامش هستند. طول همچنین امتداد و پیوستگی یک خط را نیز نشان می دهد. یک خط شکسته و غیرممتد حس حرکت را منتقل می کند، مانند جای پاها بر روی شن و ماسه. خطوط پیوسته، مانند خطوطی که اغلب در مناظر وجود دارد، آرام تر هستند.

احساس

احساس یک خط، قابلیت لمس بصری آن را تعیین می کند. قابلیت لمس بصری طرز درک انواع خط و روند احساس بیننده در مورد سوژه تنها با نگاه کردن به آن است. ما در طول عمر یک بانک ذهنی از احساسات فیزیکی که با آنها روبرو هستیم، جمع آوری می کنیم. هنگامی که از لحاظ بصری برای دسترسی به این بانک ذهنی تحریک می شویم، در ذهن خود شور و احساس را تجربه می کنیم بدون این که واقعا سوژه را لمس کنیم. به عنوان مثال، تصویری از یک خط که به یک نقطه تیز منتهی شده است، می تواند حس نوک یک سنجاق را ایجاد کند. با بکارگیری ویژگی های لمسی خط (مانند گِرد یا سخت بودن)، یک عکاس می تواند بیننده را از لحاظ فیزیکی و بصری جذب کند.

همانطور که در بالا ذکر شد، خط می تواند از هر جهتی گسترش یابد. بسته به سوژه (و جهت دوربین)، خط می تواند عمودی، افقی، مورب یا منحنی باشد. جهت خط به طور قابل توجهی تفسیر یک تصویر را تغییر می دهد، و یک صحنه را ایجاد (یا واسازی) می کند. به عنوان مثال، یک خط افقی حس طبیعت و زمان را نشان می دهد، در حالی که یک خط مورب به تصویر انرژی می بخشد.

فوکوس

فوکوس یک خط بسیار شبیه میزان فوکوس در یک عکس است. بعضی از خطوط می توانند واضح و شارپ، و برخی دیگر تار یا مات باشند. فوکوس یک خط نشان می دهد که آن خط چقدر نرم با بخش های دیگر یک عکس ترکیب می شود. یک خط شارپ یک کنتراست ناگهانی است، که توجه را جلب می کند. یک خط تار یا مات ظریف تر است، به راحتی از سوژه ای به سوژه دیگر می رود، و یک انتقال ملایم بین سوژه ها درک انواع خط و روند ایجاد می کند.

تعداد زیادی از احساسات با رنگ ارتباط دارند. مطالعات فرهنگی و جهانی نشان می دهند که رنگ های مختلف اثرات مختلفی بر روی مغز دارند. این بدین معنی است که هر بیننده بر اساس ساختار رنگی یک عکس، تجربه بصری متفاوتی خواهد داشت.

رنگ یک خط به طور قابل توجهی به تفسیر یک عکس کمک می کند. به عنوان مثال، یک خط زرد می تواند نشان دهنده انرژی باشد یا به خطر اشاره کند. یک خط آبی می تواند نشان دهنده آرامش یا آب باشد. مفاهیمی مانند اینها خروجی یک تصویر را شکل می دهند، هارمونی (یا عدم هارمونی) ایجاد می کنند و آن را تاثیرگذار می کنند.

هیجان

مفاهیم هیجانی تجربه یک بیننده را کنترل می کنند. به عنوان مثال، خطوط ناهموار یک حس انرژی و ناآرامی را ایجاد می کنند، در حالی که یک منحنی مارپیچی S فضای آرام تری را القا می کند.

از تصاویر انتزاعی و مناظر شهری گرفته تا شکل انسانی، خطوط در سطح روانشناختی احساسات و هیجانات ما را برمی انگیزند. خط چه منحنی باشد، چه افقی، چه ناهموار یا مورب، ارتباطات درونی و ذاتی ما آن را ابزار ارزشمندی برای انتقال احساسات می سازند.

نتیجه گیری

همانطور که جین مایکل باسکوئیات نقاش یک بار گفت، «هر خط معنایی دارد». برای داشتن یک تصویر تاثیرگذار، اجزای مختلف ترکیب بندی باید در کنار هم قرار گیرند تا مجموعه کامل و منسجمی از اطلاعات را تشکیل دهند. خط به عنوان یکی از متنوع ترین المان های طراحی، بر احساس ما نسبت به جهان تاثیر می گذارد. از طریق ترکیب هدفمندی از انواع مختلف خطوط و ویژگی های آنها، شما به عنوان یک عکاس می توانید یک تجربه منحصر به فرد را هم در سطح آگاهانه و هم ناخودآگاه به بیننده منتقل کنید.

الگوی کندل استیک ستاره شامگاهی چیست و چگونه از آن سیگنال فروش بگیریم؟

الگوی ستاره شامگاهی (The Evening Star) در تحلیل تکنیکال به عنوان یک الگوی بازگشتی نزولی در نظر گرفته می‌شود. این الگو معمولاً در انتهای روندهای صعودی شکل می‌گیرد. الگوی شمعی ستاره شامگاهی در واقع میتواند یک سیگنال فروش باشد. در این مقاله از صرافی آنلاین رمزینکس به کمک یک نمونه نمودار و معامله، با ماهیت الگوی ستاره شامگاهی، نحوه شناسایی و تفسیر آن آشنا خواهید شد.

نحوه شناسایی الگوی ستاره شامگاهی

الگوی ستاره شامگاهی از الگوهای رایج در تحلیل تکنیکال است. برای آشنایی با سایر الگوها و اندیکاتورها به مقاله «تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال چیست؟ بررسی مهمترین اندیکارتورها در تحلیل تکنیکال دنیای رمز ارزها» مراجعه کنید. این الگو از سه کندل استیک تشکیل می‌شود:

  • کندل صعودی بزرگ (روز ۱)
  • کندل صعودی یا نزولی کوچک (روز ۲)
  • کندل نزولی بزرگ (روز ۳)

نحوه شناسایی الگوی ستاره شامگاهی

روز ۱

بخش اول الگوی بازگشتی ستاره شامگاهی یک کندل سبز صعودی بزرگ است. در روز اول گاوها کنترل بازار را در دست دارند و معمولاً قیمت سقف‌های جدید تشکیل می‌دهد.

روز ۲

روز دوم با یک گپ به بالا شروع می‌شود. از قیمت باز شدن روز ۲ مشخص است که گاوها همچنان کنترل را در دست دارند. اما آنها نمی‌توانند قیمت را به بالاتر ببرند.

کندل استیک روز ۲ کوچکتر است و ممکن است صعودی، نزولی یا خنثی (مثلاً دوجی) باشد.

عموماً، کندل نزولی روز ۲ نشانه قویتری از بازگشت قریب‌الوقوع بازار است.

روز ۳

مهمترین کندل استیک در روز ۳ رخ می‌دهد. این کندل با گپ رو به پایین (نشانه نزولی) شروع می‌شود و خرس‌ها می‌توانند قیمت را به پایین بکشانند و اغلب به پایین‌تر از قیمت باز شدن روز ۱ سوق داده و سودهای این روز را از بین ببرند.

شناسایی کردن الگوی کندل استیک ستاره شامگاهی در نمودارهای ارز دیجیتال فراتر از صرفاً شناسایی سه کندل اصلی است. برای برای این کار معامله‌گر باید دید روشنی از پرایس اکشن قبلی داشته و مکان شکل گرفتن الگوی ستاره شامگاهی در روند کنونی را مد نظر قرار دهد.

برای آشنایی با پرایس اکشن به مقاله «پرایس اکشن چیست؟ از بهترین استراتژی و بهترین اندیکاتور تا نکات مهم» مراجعه کنید. برای درک بهتر انواع کندل استیک حتما نگاهی به مقاله «کندل استیک یا نمودار شمعی ژاپنی چیست و انواع آن کدامند؟» بیندازید.

مراحل به کار گیری الگوی ستاره شامگاهی

  • یک روند صعودی موجود را شناسایی کنید: بازار باید سقف‌ها و کف‌های بالاتری تشکیل دهد.
  • کندل بزرگ صعودی: کندل بزرگ صعودی محصول نهایی فشار خرید پرقدرت و آخرین نشانه ادامه روند صعودی موجود است. در این مرحله معامله‌گران فقط باید به دنبال ورود به معاملات لانگ باشند زیرا هنوز هیچ مدرکی مبنی بر تغییر روند وجود ندارد.
  • کندل کوچک نزولی یا صعودی: کندل دوم کندل کوچکی است که گاهی اوقات آن را کندل دوجی می‌نامند و اولین نشانه کاهش قدرت روند صعودی محسوب می‌شود. بیشتر اوقات، این کندل به دلیل افزایش قیمت یک گپ رو به بالا تشکیل می‌دهد. صعودی یا نزولی بودن این کندل چندان مهم نیست زیرا نکته مهمتر این است که بازار بلاتکلیف است.
  • کندل بزرگ نزولی: اولین علامت فشار فروش جدید در این کندل مشخص می‌شود. در بازارهای غیر فارکس این کندل از قیمت بسته شدن کندل قبلی یک گپ رو به پایین تشکیل می‌دهد و نشانگر آغاز روند نزولی جدید است.
  • پرایس اکشن بعدی: پس از تغییر جهت موفقیت آمیز روند معامله‌گران متوجه تشکیل سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر می‌شوند و ممکن است بخواهند وارد یک معامله شورت (فروش) شوند، اما همیشه باید با تنظیم کردن سفارشات حد ضرر در سطوح مناسب ریسک ناموفق بودن تغییر روند و بازگشت روند به مسیر اصلی درک انواع خط و روند صعودی را مدیریت کنند.

نمونه معامله با ستاره شامگاهی

نمودار زیر نمونه‌ای از الگوی بازگشتی نزولی ستاره شامگاهی را نشان می‌دهد که در پایان یک روند صعودی شکل گرفته است.

نمونه معامله با ستاره شامگاهی

  • روز ۱ الگوی ستاره شامگاهی در بالا یک کندل صعودی قوی بود. در واقع این کندل چنان قوی بود که قیمت بسته شدن با بالاترین قیمت روز برابر بود (نشانه بسیار قوی صعودی بودن روند).
  • روز ۲ با احساسات صعودی روز ۱ دنبال شد و قیمت رو به بالا گپ ایجاد کرد. اما کندل این روز یک دوجی بود که نشان دهنده بلاتکلیفی بازار است. گاوها نتوانستند رالی صعودی روز قبل را ادامه دهند و فقط توانستند قیمت را کمی بالاتر از قیمت باز شدن ببندند.
  • روز ۳ با گپ رو به پایین شروع شد. در واقع خرس‌ها کنترل تمام روز سهام اکسان موبایل را به دست گرفتند. قیمت باز شدن با بالاترین قیمت روز یکی بود و قیمت بسته شدن با پایین‌ترین قیمت روز برابر بود (نشانه احساسات قوی نزولی).

همچنین قیمت روز ۳ با قدرت در زیر خط روند صعودی بسته شد که در هفته گذشته به عنوان خط حمایت عمل کرده بود. هم شکست خط روند و هم شکل‌گیری الگوی کلاسیک ستاره شامگاهی یک سیگنال احتمالی برای فروش این سهام بودند.

توجه داشته باشید که این فقط یک نمونه معامله بوده و به هیچ عنوان توصیه برای ورود به معامله محسوب نمی‌شود.

تشخیص تغییر روند بازار – روند برگشتی در فارکس ، ارز دیجیتال و بورس | الگو های تغییر روند

تشخیص تغییر روند بازار یکی از مباحث بسیار مهم تحلیل تکنیکال بوده و تحلیل گران در تلاشند تا با روش های جدید و بهتری روند برگشتی در فارکس ، ارز دیجیتال و بورس را تشخیص دهند. با تشخیص صحیح انتهای روند صعودی و نزولی می توان سیگنال های معاملاتی را بهتر پیدا کرده و با اطمینان بیشتری وارد معامله شد. در این مقاله به آموزش روش های تشخیص پایان روند صعودی و نزولی پرداخته و نیز الگو های تغییر روند ، معامله بر اساس آنها و اندیکاتور تغییر روند را آموزش می دهیم.درک انواع خط و روند

تشخیص تغییر روند صعودی و نزولی

برای تشخیص انتهای روند در بازار های مالی روش های گوناگونی وجود دارد. ما در این مقاله بهترین روش ها که تحلیل گران زیادی از آن برای تشخیص تغییر روند استفاده می کنند ، بیان می کنیم. برای تشخیص دقیق تر ابتدا باید با شکست روند آشنایی کامل داشته باشید. زیرا در بعضی از انواع شکست ها تغییر روند رخ می دهد. هنگام پایان روند معمولا حجم معاملات بالا تر از روز ها و تایم فریم های عادی می باشد.

تشخیص تغییر روند صعودی

در روند صعودی زمانی که خط روندی که دره ها را به هم وصل کرده است از بالا به پایین شکسته شود ، یعنی یا تغییر روند و یا اصلاح قیمتی پیش رو داریم. در ادامه مقاله نحوه تشخیص تغییر روند از اصلاح را آموزش داده ایم.

تشخیص تغییر روند صعودی

تشخیص تغییر روند صعودی

به شکل بالا دقت کنید. در نقطه A چارت قیمتی تغییر جهت داده و در نقطه C خط روندشکسته شده است و نمودار دوباره صعود کرده و به نقطه B رسیده است. چون نقطه B پایین تر از A واقع شده پس به احتمال بسیار بالایی تغییر روند رخ داده و اصلاح قیمتی نمی باشد. در این شکل نقطه A انتهای روند صعودی می باشد. برای تایید پایان روند بهتر است از روش های دیگری مانند واگرایی و نیز الگو های تغیر روند نیز استفاده کنید.

در ادامه بهترین الگو های تغییر روند را برایتان آورده ایم و با پیدا کردن هر کدام از این الگو ها در نمودار قیمتی می توانید پایان روند صعودی و تغییر جهت را شناسایی کنید.

تشخیص پایان روند نزولی

تشخیص پایان روند نزولی نیز دقیقا شبیه پایان روند صعودی می باشد. به شکل زیر توجه کنید.

تشخیص پایان روند نزولی

تشخیص پایان روند نزولی

در شکل بالا درنقطه B شکست روند روی داده است. سپس نمودار حالت صعودی به خود گرفته و تا نقطه C پیش رفته است. و در این نقطه متوقف شده است. نقطه C را با قله قبلی خود یعنی A مقایسه کنید. C بالا تر از A قرار گرفته است. پس به احتمال بالایی شکست خط روند موفق بوده و تغییر در روند در سهم رخ داده است. در این مثال آخرین دره پایان روند نزولی می باشد.

تغییر روند در پرایس اکشن

افرادی که به صورت پرایس اکشن معامله می کنند کندل استیک ها را مداوم بررسی کرده . با پیدا کردن کندل های تغییر روند ، پایان روند و نقاط مناسب ورود را پیدا کرده و با خروج به موقع در مدت کوتاهی کسب سود می کنند. تشخیص کندل های تغییر روند در پرایس اکشن بسیار مهم می باشد.

برای تشخیص تغییر روند در پرایس اکشن علاوه بر رصد بازار پیدا کردن الگو های تغییر روند مهم می باشد. با استفاده از این الگوها می توانید نقاط تغییر و پایان روند را پیدا کرده و با استفاده از تحلیل های دیگر تایید شدن و یا عدم تایید آن را بررسی نمایید.

الگو های تغییر روند

در تحلیل تکنیکال الگو هایی وجود دارند که تریدر ها بر اساس آن سیگنال های خرید و فروش دریافت می کنند. البته این الگو ها به تنهایی نمی توانند پایان روند را تایید کنند. بلکه باید موارد دیگری نیز در نظر گرفته شده و تغییر در روند تایید گردد.

از طرف دیگر زمانی که تریدر تشخیص تغییر خط روند داده است ، با استفاده از این الگو ها می تواند صحت تصمیم خود را بررسی کند. الگو های تغییر روند نشان می دهد که گاو ها و یا خرس ها به نوعی کنترل خود را از دست داده اند. الگوی تغییر روند در موقعیتی از بازار اتفاق می افتد که رفتار معامله گران عوض شده و در یک ارز و یا سهمی که خریداران بیشتری داشت تمایل به فروش بیشتر می شود.

مهم ترین الگو های تغییر روند

الگو های تغییر روند زیادی از سوی تحلیل گران ارائه شده است. در این میان چندین الگو به عنوان مهم ترین الگو های تغییر روند بیان شده است.

  • الگو های گوه ای
  • الگوی سر و شانه
  • الگوی سقف دوقلو
  • الگوی کف دوقلو
  • الگو های سقف سه قلو و کف سه قلو
  • الگوی رول سوشی
  • الگوی کازیمودو

بهترین اندیکاتور تشخیص تغییر روند

تشخیص تغییر در روند برای پیدا کردن نقاط مهم ورود و خروج به بازار از اهمیت زیادی برخوردار است. اندیکاتور A-Gimat Reversal Indicator یکی از بهترین اندیکاتور ها برای شناسایی نقاطی از نمودار است که در آنها قیمت تغییر جهت می دهد. این اندیکاتور را می توانید از لینک زیر دانلود کنید.

اندیکاتور را از لینک بالا دانلود کرده و در متاتریدر نصب کنید.

بعد از نصب اندیکاتور تشخیص پایان روند را مانند شکل زیر برای یک جفت ارز رسم کنید.

اندیکاتور تشخیص تغییر روند

اندیکاتور تشخیص تغییر روند

در این اندیکاتور قسمت هایی که با فلش نشان داده شده است ، نشان از تغییر روند داشته و جهت فلش جهت تغییر را نشان می دهد. اگر به شکل توجه کنید در سمت راست بعد از افت قیمت یک تغییر در روند نشان داده شده است که می تواند نقطه مناسبی برای ورود باشد. بعد از ورود می توانید در نقطه ای که دوباره پایان روند نشان داده شده است از معامله خارج شوید.

تشخیص اصلاح از تغییر روند

زمانی که در یک روند صعودی و یا نزولی قرار داریم ، روند به یک باره رشد و یا افت نکرده و همیشه با نوسانات و یا همان اصلاحاتی همراه است. فرض کنید در یک روند صعودی قرار داریم و نمودار قیمتی در یکی از مقاومت ها تغییر جهت می دهد. حال این سوال برای تمامی تریدر ها وجود دارد که آیا این تغییر جهت یک اصلاح در بازار است و یا تغییر روند؟

برای دریافت این سوال ابتدا باید بتوانید تفاوت این دو را کاملا درک کنید.

تشخیص اصلاح از تغییر روند

تشخیص اصلاح از تغییر روند

در شکل بالا اصلاح و تغییر در روند را نشان داده ایم. برای تغییر روند باید شرایطی وجود داشته باشد. یکی از اصلی ترین شرایط شکست روند می باشد. در این مثال روند نزولی شکسته شده است. ولی اصلاح به نوعی کوتاه بوده و خط روند را نمی شکند.

استراتژی معاملاتی پایان روند

زمانی که در نمودار تغییر در روند را مشاهده می کنیم چندین راه برای معامله وجود دارد و معامله گر باید بر اساس نوع استراتژی و ریسک پذیری خود نوعی از ترید را انتخاب کند. برای مثال و درک بهتر با یک مثال شروع می کنیم. به نمودار قیمتی سهم زیر توجه کنید. در ابتدا نمودار در روند صعودی قرار دارد.

استراتژی معاملاتی تغییر روند

استراتژی معاملاتی تغییر روند

نمودار در روند صعودی خود با اصلاح هایی همراه بوده و در نقاطی که با خطوط آبی رنگ مشخص کرده ایم ، اصلاح قیمتی روی داده و سهم همراه با اصلاح هایی که داشته به روند صعودی خود ادامه داده است. آنچه برای ما اهمیت دارد این است که در کدام یک از این اصلاح ها تغییر در روند رخ داده و باید از معامله خارج شد.

اگر دقت کنید در روند صعودی تا زمانی که دره های تشکیل شده بالاتر از دره قبلی و نیز قله ها بالاتر از قله قبلی باشد ، روند همچنان صعودی بوده و افت قیمت ها به دلیل اصلاح سهم می باشد. نوسان گیران و تریدر هایی که معاملات کوتاه مدت دارند ، در قله ها از معامله خارج شده و در دره ها دوباره وارد معامله می شوند.

حال فرض کنیم به نقطه A در نمودار رسیده ایم. و نمودار تغیر جهت داده است. اگر تریدر کوتاه مدت هستید و ریسک پذیری پایینی دارید ، زمانی که شاهد تغییر جهت شدید از معامله خارج شوده و بازار را دوباره رصد کنید. زمانی که به نقطه B رسیدید به این نقطه توجه کنید که آیا پایین تر از دره قبلی قرار دارد و یا بالا تر است؟

نقطه B کمی پایین تر از آخرین دره واقع شده است. پس احتمالا تغییر در روند رخ داده است. می توان باز هم منتظر تایید تغییر در روند ماند. نمودار صعود کرده و به نقطه C رسیده و دوباره تغییر جهت داده است. در این صورت چون نقطه C پایین تر از نقطه A قرار دارد ، پس تغییر روند در نقطه A تایید شده و روند نزولی آغاز شده است.

بعضی از معامله گران میان مدت نیز در نقطه A از معامله خارج نشده و حد ضرر خود را تا دره قبلی قرار می دهند. و اگر سهم و یا ارز بیشتر از دره قبلی نزول پیدا کند ، حد ضرر برای تریدر فعال شده و باید از معامله خارج شود.

از طرف دیگر خطوطی را که با رنگ صورتی رسم کرده ایم مشاهده کنید. و نشان از الگوی سر و شانه دارد و یکی از نشانه های تغییر در روند می باشد.

سوالات متداول

نشانه های تغییر روند بازار چیست؟

زمانی که خط روند به صورت معکوس شکسته شده و تغییر جهت اصلاح قیمتی نباشد. علاوه بر آن الگو های تغییر روند در نمودار قیمتی یکی دیگر از نشاه های تغییر روند می باشند.

بهترین الگوی تغییر روند چیست؟

الگوی سر و شانه برای شناسایی تغییر روند در میان تحلیل گران از اهمیت بالایی برخوردار است.

الگو های مثلث یا Triangle

الگوی مثلث یک الگوی نموداری است که با ترسیم خطوط تراز در یک محدوده قیمت همگرا به تصویر کشیده می شود و باعث مکث در روند غالب است.

الگوی مثلث

الگوهای برگشتی معمولا در زمان طولانی تری شکل می گیرند حال آنکه الگوهای ادامه دهنده اغلب در زمان کمتری ساخته می شوند و عموما در رده الگوهای کوتاه مدت و یا میان مدت طبقه بندی می شوند.

تحلیلگران تکنیکال مثلث ها را به عنوان الگوی ادامه طبقه بندی می کنند.

در تحلیل تکنیکال ، الگوهای مثلث ادامه دهنده در نمودار ، شکلی مثلث مانند را تشکیل می دهد.

مثلث ها شبیه کوه ها و پرچم ها هستند و در صورت تأیید ، می توانند الگوی ادامه دهنده باشند ، در صورتی که اعتبارسنجی شوند یا الگوی قدرتمندی باشند.

به طور غالب 3 ناحیه حساس در قیمت و فشردگی در بازه نوسانی قیمت وجود دارد که می تواند در اثر ایجاد یک الگوی مانند ، مثلث صعودی ، نزولی و متقارن ، تاثیر گذار باشد.

الگوی مثلثی

درک الگوهای مثلث

الگوهای مثلث به درستی نامگذاری شده اند زیرا خطوط روند بالا و پایین در نهایت در راس سمت راست قرار می گیرند و یک گوشه را تشکیل می دهند.

درک الگوهای مثلث

اتصال شروع خط روند بالایی به ابتدای خط روند پایین دو گوشه دیگر را برای ایجاد مثلث کامل می کند.

خط روند بالایی با اتصال قله ها تشکیل می شود ، در حالی که خط روند پایین با اتصال کف ها تشکیل می شود.

سه تغییر مثلث بالقوه وجود دارد که می تواند در اثر ایجاد یک الگوی نگهداری ، مثلث صعودی ، نزولی و متقارن ، ایجاد شود. تکنسین ها می دانند شکست یا شکست یک الگوی مثلثی ، به ویژه در حجم زیاد ، به عنوان سیگنالهای قوی گاوی / خرسی روند و یا از سرگیری ، یا برگشت روند قبلی است.

از الگوهای مثلثی می توان به 4 مورد با نام های الگوی مثلث متقارن ، الگوی مثلث صعودی ، الگوی مثلث نزولی و الگوی مثلث انبساطی (پهن شونده) نام برد.

هر نوع از این مثلث ها شکل تقریبا متفاوتی دارند و نحوه پیشبینی آنها با یکدیگر متفاوت است.

برای رسم هر ضلع این مثلث، در نظر گرفتن حداقل ۲ نقطه ضروری است.

انوع مثلث ها

انوع الگوهای مثلثی که در گروه الگوهای ادامه‌دهنده قرار دارند، به شرح زیر است:

الگوهای مثلث صعودی

الگوهای مثلث نزولی

الگوهای مثلث متقارن

الگوهای مثلث انبساطی (پهن‌شونده)

انواع الگوهای مثلثی

مثلث صعودی:

مثلث صعودی الگویی است که در صورت شکسته شدن قیمت با افزایش حجم ، خط روند افقی بالایی را می شکند.

این یک الگوی صعودی است.

خط روند بالایی باید افقی باشد ، نشان دهنده اوج های تقریباً یکسان است که سطح مقاومت را تشکیل می دهند.

در روند نزولی که به صورت مورب در حال پیش روی است ، نشانگر پایین آمدن بیشترقیمت و بی اشتیاقی خریداران است.

سرانجام ، خریداران صبر خود را از دست می دهند و به حمایت بالاتر از قیمت مقاومت می شتابند ، که با شروع روند صعودی ، خرید بیشتری آغاز اغاز می شود زیرا خریداران با حوصله پیشنهادات خود را افزایش می دهند.

خط روند بالایی که در گذشته سطح مقاومت بود ، اکنون به حمایت تبدیل شده است.

مثلث نزولی:

مثلث نزولی نسخه معکوس مثلث صعودی است و الگوی شکست محسوب می شود.

خط روند پایین باید افقی باشد و نزدیک به پایین ترین سطح متصل شود.

خط روند بالایی مورب به سمت راس کاهش می یابد.

شکست هنگامی رخ می دهد که قیمت از طریق حمایت از روند افقی پایین تر با از سرگیری روند نزولی سقوط کند.

روند نزولی ، که حمایت بود ، اکنون به مقاومت تبدیل می شود.

در این الگو، این نکته را باید در نظر بگیرید که به طور معمول خریداران موفق می‌شوند و مقاومت را در هم می‌شکنند.

البته برای رسیدن به این موفقیت، باید سفارش خرید خود را بالای خط مقاومت قرار دهید.

مثلث متقارن:

مثلث های متقارن معمولاً الگوهای شکست ادامه دار هستند ، به این معنی که آنها قبل از تشکیل مثلث در جهت حرکت اولیه شکسته می شوند.

به عنوان مثال ، اگر روند صعودی مقدم بر یک مثلث متقارن باشد ، معامله گران انتظار دارند که قیمت شکسته شود.

یک مثلث متقارن از یک خط روند بالایی در حال سقوط مورب و یک خط روند پایینی که به صورت مورب در حال افزایش است تشکیل شده است.

همانطور که قیمت به سمت اوج حرکت می کند ، انتظارمیرود، روند صعودی بالایی را شکست دهد و افزایش قیمت را ادامه دهد و و در روند نزولی انتظار می رود گه قیمت در روند نزولی شکسته شود با افت قیمت ها رو به رو شویم.

مثلث پهن شونده یا انبساطی:

الگوی مثلث پهن شونده یک نوع کمیاب از الگوهای مثلثی است که به شکل مثلث باز شده است که خطوط روند آن از یکدیگر فاصله می‌گیرند و شکلی مانند مثلث در حال توسعه و منبسط را به خود می‌گیرد.

معامله گران باید به بازه زمانی و حداقل تا بسته شدن بیش از خط روند مراقب باشند تا تأیید کند که شکست معتبر است ویا

مثلث پهن شونده

تاثیر حجم در الگوهای مثلث

حجم معاملات همزمان با نوسان قیمت در مثلث و نزدیک شدن به راس کاهش پیدا می کند.

با افزایش قیمت و نزدیک شدن به رأس مثلث، حجم معاملات افزایش خواهد یافت

. چنین شرایطی این سیگنال را به ما می‌دهد که بازار کاملا احساساتی است.

در الگوهای برگشتی در حرکات صعودی، حجم معاملات، نقش مهم تری نسبت به حرکات نزولی دارد.

به این دلیل که افزایش حجم از ضروریات از سرگیری یک روند صعودی در تمامی الگوهای تثبیتی می باشد.

اگرچه میزان حجم معاملات در طی شکل گیری الگوی مثلث کاهش می یابد ولی بررسی دقیق حجم معاملات اغلب می تواند راهنمای خوبی باشد در مورد اینکه آیا حجم معاملات در زمان حرکات افزایشی قیمت سنگین تر است یا در زمان حرکات کاهشی قیمت.

به طور مثال در یک روند افزایشی احتمالا در زمان صعود قیمت معاملات سنگین تری نسبت به زمان نزول قیمت انجام می شود.

نوع رفتاری مثلث ها

نوع رفتاری الگوی مثلث ها به دوشکل ادامه دهنده و بازگشتی هستند که بستکی به نوع واکنش مثلث به نقاط حمایت و مقاومت دارد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.